احمدزاده: نباید برای مجری خط کشی تعیین کنیم

[ad_1]

«سیدکاظم احمدزاده» مجری برنامه‌های تلویزیونی گفت: در این سالها سلیقه‌های مدیران سازمان صدا و سیما تغییر کرده است و این دست برنامه‌ها کمتر در قاب تصویر دیده می‌شوند. اگر همین فردا از من بخواهند برنامه‌ای را برای قشر نوجوان جامعه بسازم به سرعت قبول می‌کنم. علاوه بر این سبک برنامه، در گذشته برنامه‌های بسیاری در سبک‌های مختلف داشتیم که الان دیگر خبری از آنها نیست. شب بخیر تهران، شب‌های تهران و … از این برنامه‌ها بودند. حتی این ماجرا درباره برنامه «دوستت دارم مادر» نیز اتفاق افتاد و با اینکه طراحی، دکوپاژ، دکور و … را همه انجام داده بودم، اما امسال گفتند که همان بازپخش‌های سال گذشته را پخش می‌کنیم و نیازی به تولید جدید این برنامه نیست.

کاظم احمدزاده

وی درباره اینکه نباید برای مجری‌هایمان خط کشی ژانری تعیین کنیم، بیان داشت: برخلاف عقیده برخی‌ها، من مجری برنامه‌های صرفا مذهبی نیستم بلکه مجری اجتماعی هستم و مذهبم اجتماعی است. اگر از مذهب می‌گویم در اصل از موضوعی اجتماعی حرف می‌زنم و این خط کشی‌ها اشتباه است. برای مثال یک ماه در حرم امام رضا (ع) اجرا کردم، اما هیچگاه به مردم نگفتم بیایید نماز بخوانید! بلکه از اخلاق‌مداری برایشان صحبت کردم. از طرفی هیچ برنامه اجتماعی نداریم که دینی نباشد و دین آمده تا انسان را اجتماعی بار بیاورد. برخلاف عقیده بسیاری که دینداری را با پوشیدن لباس‌ای رنگی در تضاد می‌دانند، با لباس رنگی اجرا کردم و هم مردم را خنداندم و هم گریاندم. این خط کشی‌ها را قبول ندارم که برخی می‌گویند فلانی فقط مجری برنامه‌های مذهبی است! این تفکیک‌ها در ذهن جوان ما تاثیر می‌گذارد و نگاهشان را تغییر می‌دهد، این در شرایطی است که ما خودمان را از جامعه جدا نکردیم.

وی ادامه داد: فکر می‌کنم تنها مجری‌ هستم که اغلب مخاطبان اجرایم را دوست دارند چراکه از جنس مردم اجرا می‌کنم. من زندگی خودم را می‌کنم و اهل این نیستم که سوادم را به رخ کسی بکشم. قطعا این را می‌دانید که در هیئت‌ها چه غذایی بیش از بقیه طرفدار دارد؟ قیمه را همه دوست دارند، حالا فکر کنید در یک هیئت سه هزار نفری کشک بادمجان بدهند، تعدادی از افراد این غذا را دوست ندارند، اما همه قیمه را دوست دارند. بر همین اساس من هم که مخاطب عام دارم باید غذایی به او دهم که مطمئن هستم دوست دارد و این غذا همان سادگی است.

تهیه کننده و مجری برنامه «شهر عزیز» با اشاره به اجرا در کنار پارتنر ادامه داد: شاید پر پارتنر ترین مجری ایران من باشم و تا به حال هیچ کس به اندازه من تنوع در تعداد پارتنر نداشته است و به اصطلاح و طبق گفته‌ها شنیدم که پارتنر خوبی هستم. در اجراهای دو نفره هنر مجری‌ها پاسکاری خوب است و پاسوری‌‌ام بد هم نیست و هیچوقت پارتنرهایم اذیت نشدند. این سبک اجرا هم ساختار خاص خود را دارد و از آنجایی که برخی برنامه‌ها این قابلیت را ندارد که دو نفره اجرا شوند اما خودم اجرای دو نفره را خیلی دوست دارم و نمی‌گویم که کسی نیست تا بتواند در کنارم قرار بگیرد و به لطف امام رضا (ع) هر فردی باشد می‌توانم در کنارش قرار بگیرم. اما خب مدتی است که اینگونه اجراها به من پیشنهاد نشده است.

وی در ادامه با اشاره به ویژگی یک پارتنر خوب بیان داشت: پارتنری خوب است که بتواند به روند برنامه کمک کند و من نوعی نمی‌توانم بعد از ۲۳ سال کار، به مجری کنارم پاس دهم و او نتواند پاسم را جواب دهم.

احمدزاده در پایان نیز گفت: اینکه اجرای تک نفره‌ام بهتر است و یا اجرای دو نفره، بستگی به برنامه دارد. من هر دوی این اجراها را دوست دارم و خدارا شکر توانستم وظیفه رسانه‌ای، اخلاقی و قلبی‌ام را انجام دهم و وجدانم از این بابت راحت است.

 

[ad_2]

لینک منبع

گوینده خبر از ماجرای قتل پدرش نوشت

[ad_1]

المیرا شریفی مقدم ضمن همدردی با خانواده آتنا اصلانی در صفحه اینستاگرامش از ماجرای قتل پدرش در ۲۴ سال پیش چند خطی نوشت.

قتل دردناک و تاسف بار آتنا اصلانی، دختر بچه ۷ ساله پارس آبادی، داغی بود که بر دل همه ایران نشست. دختری کوچک که قربانی خوی وحشیگری و غیر انسانی یکی از اهالی محل شد و بدن کوچکش پس از  ۲۱ روز در حیاط خانه قاتل پیدا شد.

قاتل در شرایطی غیر انسانی و با شیوه‌ای وحشیانه، پس از آزار و اذیت بدنی دختر بچه بی‌دفاع، او را به قتل رسانده  و بدنش را در وضعیتی وخیم پنهان کرده بود. خبر این حادثه به قدری تکان دهنده و درد آور بود که آه از نهاد همه بلند شد. واکنش‌ها و پیام تسلیت شخصیت‌های کشوری، ورزشی، هنری و …همه خبر از ابراز تاسف و همدردی عمیقی داشت.

اما در میان تمامی این واکنش‌ها، پست اینستاگرامی  یکی از چهره‌های تلویزیونی، حال و هوایی متفاوت داشت. خانم المیرا شریفی مقدم، مجری و گوینده نام‌آشنای خبر صدا و سیما، که اتفاقا چهره‌های قعال در فضای مجازی هم است در ابراز همدردی با خانواده آتنا از داغ ۲۴ ساله خود برای یافتن قاتل پدر بزرگوار خود می‌گوید.

 

المیرا شریفی مقدم

المیرا شریفی مقدم در اینستاگرام خود نوشت:
“قاتل دخترک معصوم به سومین قتل هم اعتراف کرد.. قاتلی که سالها شناسایی نشده بود و در بزرگترین جنایت خود ، دختری هفت ساله را قربانی کرد و ملتی را در شوک و غم فرو برد. آیا بازهم جنایتی کرده است؟ اعدام هم برای این جانیان کم است. راحت بخواب دختر ناز، قاتل پدر من در این بیست و چهار سالی که شناسایی نشده مشغول چه کاری بوده؟ آیا به جنایتکاری ادامه داده یا مرده؟ کسی که برای کیف بری و دزدی میاد و انسانی رو به قتل میرسونه، ممکنه خیلی کارها بکنه! هرچند حالا کسی دنبالش نیست چون پرونده ما مختومه اعلام شد و من در حسرت این پاسخ ماندم که چرا پیدا نکردند؟!”.

آتنا - الیمرا شریفی مقدم

 

[ad_2]

لینک منبع

رادیو نمایش ۷۵ سریال تا آخر شهریور پخش می کند

[ad_1]

مدیر رادیو نمایش از تولید و پخش ۷۵ سریال رادیویی تا پایان شهریورماه در جدول تابستانی این شبکه خبر داد.

محمدرضا قربانی مدیر رادیو نمایش درباره نمایش های تابستانی سال جاری و رویکردهایی که امسال در نظر دارد، بیان کرد: ساختار برنامه های نمایشی که برای تابستان آماده شده به گونه ای است که فارغ از زمان در تمامی فصول سال قابل ارایه است. از آنجا که در تابستان مخاطبان به ویژه جوانان و نوجوانان زمان بیشتری برای شنیدن برنامه های رادیو دارند، رادیو نمایش نیز مجموعه های نمایشی متنوعی برای پخش آماده کرده است.

وی ادامه داد: ۷۵ سریال نمایشی جدید تا پایان شهریورماه از رادیو نمایش پخش می شود که بخشی از این مجموعه ها آماده پخش هستند و بخشی دیگر در فرآیند تولید قرار دارند.

مدیر رادیو نمایش با اشاره به موضوعات این سریال های رادیویی توضیح داد: مجموعه های نمایشی «در مسیل قنات»، «روح زمین»، «غلام درختی»، «آرزوی پاک»، «مرا زنده نگه دار»، «مرگ در خانه میزبان» و «فریاد جنگل» با موضوع محیط زیست در فرآیند تولید قرار دارد. رویکرد موضوعی این مجموعه ها به اهمیت حفظ حیوانات در حال انقراض، آسیب های زیست محیطی بر اثر قطع بی رویه درختان، بهره برداری غیر مجاز از چوب، ترویج فرهنگ حفظ خاک و جنگل، اهمیت هوای پاک و بررسی پیامدهای زندگی مدرن در تخریب محیط زیست می پردازد. همچنین مجموعه های «قصه های حرم» ، «منزل به منزل تا بهشت»، «هانیه»، «پرواز در آسمان»، «نَبرا»، «لوءلوء» با موضوعات دینی، معارفی و اخلاقی در حال تولید و پخش است.

قربانی از تولید نمایش هایی با موضوع چگونگی استفاده از فضای مجازی و اعتیاد یاد کرد و گفت: «هکر»، «سایه اش رها نمی کند»، «سایه شیطان» و «محله جدید» از جمله نمایش هایی هستند که رویکرد موضوعی آنها به سرقت اطلاعات و فرصت ها و تهدیدهای فضای مجازی در زندگی فردی و اجتماعی اعضای جامعه می پردازد. موضوع اعتیاد و مواد مخدر نیز همواره در دستور کار این مجموعه قرار دارد و بر همین اساس هشت مجموعه با عناوین «گاراژ لک لک ها»، «زندگی از پشت شیشه»، «هستی و نیستی»، «جنون در شب حادثه»، «راه بی پایان»، «مرد عروسکی»، «یادگاری» و «راز مدفون» در حال تولید و پخش است. هدف عمومی این مجموعه ها، بررسی نقش اعتیاد در فروپاشی نظام خانواده و بررسی نقش خانواده در سلامت روح و جسم افراد است.

موضوع تحکیم خانواده به عنوان یکی از اصلی ترین رویکردهای موضوعی تولیدات این مجموعه است و ۱۰ مجموعه نمایشی در این حوزه در فرایند تولید و پخش قرار دارند

مدیر رادیو نمایش همچنین درباره دیگر آسیب های اجتماعی که در تولید آثار، مورد توجه قرار می گیرد، عنوان کرد: موضوع تحکیم خانواده به عنوان یکی از اصلی ترین رویکردهای موضوعی تولیدات این مجموعه است و ۱۰ مجموعه نمایشی در این حوزه در فرایند تولید و پخش قرار دارند، مجموعه های «دره سبز»، «پشت دیوار سکوت»، «عروس سبز بخت»، «پیرمرد»، «کتابخانه»، «نوبت رهایی»، «روز دادگاه»، «خانه مهر»، «شباویز» و «شام در انارجا» با رویکرد موضوعی اهمیت سالخوردگان در خانواده، توجه به صداقت در رفتار اعضای خانواده، اهمیت و جایگاه مادر، ضرورت ازدواج ساده و توجه به تعلیمات بومی به فرزندان تا پایان شهریور از رادیو نمایش پخش می شوند.

وی با اشاره به طرح هایی که قرار است تا چند ماه آینده به اجرا برسند، تشریح کرد: مجموعه نفیس «هزار و یک شب» توسط نویسندگان در حال نگارش است که به زودی تولید آن به کارگردانی میکائیل شهرستانی آغاز خواهد شد. دو مجموعه نمایشی درباره مظلومیت و فداکاری و ایستادگی مردم یمن و سوریه نیز آماده شده است که به زودی با حضور مسئولان رونمایی خواهد شد. اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی نیز از دیگر موضوعاتی است که به صورت مستمر در تمام سال به آن پرداخته می شود. «مهربانو»، «بازارچه»، «گمشده» و «شوران» مجموعه نمایش هایی است که با همین موضوع برای پخش در تابستان در نظر گرفته شده است. معرفی موقعیت هایی برای راه اندازی کسب و کار کوچک، اهمیت صنایع دستی در ایجاد اشتغال، پرهیز از روی آوری به مشاغل کاذب و پرهیز از خرید کالای غیر ایرانی رویکرد سریال های یاد شده است.

یک گروه برنامه ساز به صورت مستقل ماموریت تولید کتاب صوتی را بر عهده دارد و در ۲ ماه گذشته ۱۸ کتاب تولید شد و آماده پخش است.

رادیو نمایش

مدیر رادیو نمایش درباره کتاب های صوتی انتخابی که از این شبکه رادیویی پخش می شود، نیز عنوان کرد: با توجه به گسترش فضای مجازی و فراگیری آن توسط مخاطبان، کتاب صوتی به عنوان یک محصول در این فضا قابل ارایه است. هرچند لذت تورق کتاب ها، تمرکز و دیدن کلمات و واژگان کتاب به اندازه شنیدن نیست ولیکن با توجه به فشردگی زمان و سرعت زندگی در این روزها، کتاب صوتی هم علاقمندان بسیاری دارد. بر همین اساس یک گروه برنامه ساز به صورت مستقل در این اداره کل، ماموریت تولید کتاب صوتی را بر عهده دارد و در دو ماه گذشته ۱۸ کتاب تولید شد و آماده پخش است. برنامه ریزی کمی و کیفی در این خصوص به نحوی انجام گرفته که روزانه در ۲ بخش ۳۰ دقیقه ای شنونده این کتاب ها باشیم. «انجمن مخفی»، «روز خشم»، «آبنبات هل دار»، «زیتون سرخ»، «خاطرات ایران»، «زندگی در مه»، «ناهید»، «همسایه دیوارها» اسامی بعضی از کتاب هایی است که آماده پخش از رادیو نمایش هستند.

وی اضافه کرد: تعداد این کتاب ها به حد قابل توجهی که برسد به سایت ایرانصدا که متعلق به رادیو است ارسال می شود و علاقمندان می توانند از طریق این سایت نیز اقدام به دانلود کنند.

قربانی با اشاره به امکان پخش تصاویر در رادیو نما یادآور شد: با توجه به راه اندازی سیستم رادیونما در گیرنده های دیجیتال خانگی، شنوندگان قادر خواهند بود که همزمان با پخش هر نمایش، تصاویر هنرمندان و پشت صحنه نمایش را نیز از تلویزیون مشاهده کنند. سایر اطلاعات نمایش ها و مجموعه اداره کل هنرهای نمایشی رادیو در سایت رادیونمایش به نشانی www.Radionamayesh.ir برای علاقمندان موجود است.

مدیر رادیو نمایش در پایان درباره پخش یک مجموعه نمایشی از دهه ۴۰ بیان کرد: مجموعه نمایشی «یکی بود یکی نبود» به صورت روزانه از رادیو نمایش پخش می شود. این نمایش ها قدمت و ارزش بسیاری دارد چرا که تولید آن به دهه ۴۰ بر می گردد، برای دسترسی راحت مخاطبان به نمایش ها نیز برای هر نمایش پخش شده یک تکرار نیز در نظر گرفته شده است که شنوندگان علاقمند با مراجعه به سایت و یا کانال رادیو نمایش می توانند از زمان پخش مجموعه های نمایشی مطلع شوند.

[ad_2]

لینک منبع

گفتگو با آلبرت کوچویی گوینده پیشکسوت رادیو: عاشق رادیو هستم و هر ناملایماتی را می پذیرم

[ad_1]

آلبرت کوچویی از قدیمی‌های گویندگی و برنامه‌سازی رادیو است که در زمینه روزنامه‌نگاری و نقد هنری نیز دستی بر آتش دارد و خاطرات او حتما شنیدنی است.

وارد استودیو رادیو که می شود امکان ندارد چند کتاب همراهش نباشد. او مردی است که بزرگ و کوچک، حرفه ای و تازه کار برایش معنا ندارد و با همه با لبخند و مهربانی برخورد می کند. حضورش در رادیو پر از انرژی است. احساس خستگی برایش معنا ندارد. از فیلم های اکران شده، تئاترهای روی صحنه و برنامه گالری ها خبر دارد و برای هر کدام می تواند ساعت ها بحث کند.

بی جهت نیست که آلبرت کوچویی یکی از دوست داشتنی ترین چهره های رادیویی است. مردی آرام، با لبخند و با صدایی از جنس خاطره ها. برنامه هایش در رادیو پیام از پرشنونده ترین برنامه‌های رادیویی است؛ همان شب‌هایی که داستان های کوتاه می خواند و در مورد بزرگان ادبیات ایران و جهان با بیان خاص خود ذهن کنجکاو شنونده را به دنیای خیال انگیز  شعر و ادب پرواز می دهد.

آلبرت کوچویی بیش از نیم قرن است با دوستداران رادیو همراه است ولی هنوز روزنامه نگاری و نویسندگی برایش طعم دیگری دارد. این گفتگو ماحصل یک دیدار دوستانه در یکی از روزهای گرم تابستان است. گفتگویی از جنس خاطره ها و حرف های استاد آلبرت کوچویی…

آلبرت کوچویی

*آلبرت کوچویی علاقمندی های متفاوتی داشته و دارد، از نقاشی و هنرهای تجسمی گرفته تا سینما و تئاتر و نوشتن و… اما از میان همه آنها عشق به رادیو گوی سبقت را ربوده است. این علاقه دیرپا دلیل خاصی دارد؟

-البته! عشق به رادیو از کودکی در من شکل گرفت و من یک علاقمند جدی بودم. در دهه ۴۰ رادیو رسانه ای بود که حاکم بلامنازع جامعه تلقی می شد و برای هم‌نسلان من رادیو یک دنیای جادویی و رویایی بود، ما همگی مفتون رادیو بودیم.

من در دوران تحصیل شیفته موسیقی اصیل ایرانی و داستان شب رادیو بودم و  یادم می آید که مدت ها برای برنامه موسیقی رادیو درخواست می فرستادم تا اینکه یک روز که در جمع خانواده در آبادان به رادیو گوش می کردیم، اسم من از این رسانه خوانده شد. آن روز را خوب به یاد دارم، خانواده ام از ذوق سر از پا نمی شناختند، دست می زدند، من را تشویق می کردند و خلاصه شور و حال عجیبی بر ما حاکم بود، اما در مورد نحوه ورودم به رادیو همه چیز یک حادثه بود، دست تقدیر…

*این حادثه چگونه رقم خورد؟

اواخر شعرخوانی من آقایی به اتاق فرمان آمد که بعدها فهمیدم مدیر رادیو نفت ملی است و به من گفت صدای خوبی داری، نمی خواهی گوینده باشی؟-ما به دلیل شغل پدرم که شرکت نفتی بود در آبادان زندگی می کردیم و  آن زمان رادیوی ملی شرکت نفت مسابقه ای داشت که افراد می توانستند در زمینه های مختلف شرکت کنند مثلا از داوطلبان می خواستند که اگر هنری دارند ارائه کنند. اگر کسی صدای خوشی داشت آواز می خواند یا شیرین کاری می کرد خلاصه از این دست کارها. یکی از علاقمندی های من در دوران کودکی و حتی همین حالا نجوم و علوم فضایی بود و خبرهای مربوط به فضا را دنبال می کردم. توفیقی شد و من هم در این مسابقه شرکت کردم که از قضا به همه سوالات جواب دادم و برنده شدم. مجری برنامه پرسید چه هنری داری و من پاسخ دادم دوست دارم دکلمه کنم و شعری از پروین اعتصامی را با این مطلع که خاک سیهش بالین است خواندم. اواخر شعرخوانی من  آقایی به اتاق فرمان آمد که بعدها فهمیدم مدیر رادیو نفت ملی است و به من گفت صدای خوبی داری، نمی خواهی گوینده باشی؟ خانواده در مورد تحصیل حساس بودند و من کمی مردد شدم اما او گفت که با خانواده ام صحبت می کند، همینطور هم شد.

*خانواده چه طور با این شرایط کنار آمد؟

-خیلی سخت (می خندد). پدرم بسیار علاقمند بود که من پزشک شوم اما تقدیر چیز دیگری بود. آقای مدیر رادیو با خانواده صحبت و خیالشان را راحت کرد  و من در رادیو بازیگر نمایش های رادیویی شدم. بعد از مدتی به من پیشنهاد اجرای برنامه دادند و من طبق علاقه دوست داشتم برنامه شعرخوانی داشته باشم. آن زمان میم آزاد استاد ادبیات ما بود و ما را با شعر به ویژه شعر نو آشنا و علاقمند کرد. من شیفته و دلبسته شعر نو بودم و پیشنهاد کردم در رادیو شعر نو بخوانم و اولین شعری که خواندم پریای شاملو بود. از همآنجا مسیر زندگی حرفه ای من مشخص شد. بعد از دیپلم به همراه خانواده به همدان و بعد هم به دلایلی به ارومیه رفتم و پنج سال در ارومیه برنامه رادیویی داشتم و همه کار انجام دادم حتی اپراتور پخش بودم اما بعد از قبولی در کنکور به تهران آمدم و وارد دانشکده زبان و ادبیات شدم.

در تهران هم  تست گویندگی دادم و در کمال ناباوری رد شدم. اعتراض کردم و گفتم من در رادیو کار کردم، اما گفتند آنجا رادیو محلی بوده و با اینجا تفاوت دارد. گفتم به هرحال من می روم اما مطمئن باشید خیلی زود برمی گردم!

*این اتفاق افتاد و خیلی زود به رادیو برگشتید؟

-(می خندد) یکی از داوران همان جا گفت این از این بچه پروهاست. به یک سال نرسید که وارد تلویزیون شدم. ایران درودی برای یک برنامه نقاشی از من دعوت کرد چون فعالیت مطبوعاتی من در حوزه هنرهای تجسمی بود.

*در ادامه مسیر حرفه ای به مطبوعات هم سرک کشیدید.

-بله چون علاقمند بودم. آن زمان در مورد هنرهای تجسمی و به طور ویژه نقاشی نقد می نوشتم، مدتی بعد که روزنامه آیندگان راه افتاد به صورت ثابت با عنوان گزارشگر هنری کار ژورنالیستی خود را شروع کردم.

*در زمینه نقاشی خودتان هم دستی بر قلم داشتید یا فقط به فضای نقد علاقمند بودید؟

-نقاشی را دوست داشتم اما علاقمند به نقد کردن بودم. به خودم چهارسال زمان دادم که فقط در مورد نقاشی مطالعه کنم و همین باعث رشد من در این زمینه شد. مثلا در مجله خوشه که متعلق به شاملو بود و مجله پر سر و صدایی هم بود نقد نقاشی می نوشتم.

در مجله خوشه که متعلق به شاملو بود و مجله پر سر و صدایی هم بود نقد نقاشی می نوشتم*وقتی وارد رادیو شدید به شهرت هم فکر می کردید؟

-من در سن کم وارد رادیو شدم و خیلی زود مشهور و معروف شدم؛ در سن شانزده هفده سالگی. وقتی این را می گویم شاید خیلی ها باور نکنند و تصور کنند چون آبادانی ام لاف می زنم (می خندد) اما هیجان شهرت خیلی زود برایم فروکش کرد و عادی شد. حتی برایم دیگر جذاب هم نبود اما همه مخاطبان مرا می شناختند، ستاره شهر شده بودم! آن روزهای رادیو را اصلا با حالا مقایسه نکنید.

*واقعا تا این حد رادیو شما را مشهور کرد؟

-می دانم باورش سخت است، آن هم در مورد  یک رسانه شنیداری، ولی واقعا هرجا می رفتم، مردم با دست مرا نشان می دادند و می گفتند کوچوییِ رادیو همین جوان است. آن روزها رادیو نفت ملی بسیار محبوب و پرشنونده بود.

زمانی هم که وارد رادیو ایران شدم شهرت برایم اهمیتی نداشت، اما داستان تلویزیون به کلی فرق داشت، برخورد مردم متحیرم کرد. یادم هست زمانی پشت چراغ قرمز بودم در حالیکه سوار خودروی ژیان بودم، آقایی به سمت من آمد و گفت آقای کوچویی این اداها چیه؟ چرا پشت فرمان ژیان نشستید! باور نمی کردند من که آن زمان دانشجو بودم و و به قول خودشان ستاره تلویزیون بودم خودرو ژیان سوار شوم.

آن زمان برنامه «هفت روز هفته» را در تلویزیون داشتم که بررسی رویدادهای فرهنگی و هنری هفته بود و انتهای برنامه هم بخش طنز داشت که ستون های طنز روزنامه ها را به عنوان حسن ختام برنامه انتخاب می کردم.

یادم هست زمانی پشت چراغ قرمز بودم در حالیکه سوار خودروی ژیان بودم، آقایی به سمت من آمد و گفت آقای کوچویی این اداها چیه؟ چرا پشت فرمان ژیان نشستید!*حضور در تلویزیون تا چه زمانی ادامه داشت؟

-تا زمان انقلاب و تحولات آن روزها. البته کار اصلی من همان زمان هم رادیو بود و تلویزیون برایم جنبه تفنن داشت. بعد از انقلاب هم برنامه های رادیویی ر ادامه دادم تا به امروز که در خدمت شما هستم.

*اگر اشتباه نکرده باشم چند سالی در رادیو حضور نداشتید. اتفاقی مسبب این جدایی و دوری شد؟

-بعد از انقلاب در رادیو تهران فعالیت می کردم و تعداد زیادی برنامه داشتم که تعطیل شد و همه ما برنامه سازان رادیو بیکار شدیم. من هم در این مدت دوری، درگیر مطبوعات شدم و چند سالی به عنوان سردبیر نشریات فعالیت کردم.

*به نظر شما هنوز هم رادیو در قلب مردم و زندگی روزمره شان جایگاه ویژه ای دارد؟

-نه متاسفانه. آن نگاه و علاقه نسبت به رادیو کم رنگ شده است. رادیو روزهای درخشانی در کشور ما داشت مثل دوران جنگ که جلوه  تازه ای از خود را به نمایش گذاشت و رسانه اول آن روزها بود. در این سال ها نقش تمام رسانه ها تغییر کرده و مطبوعات هم دیگر جایگاه سابق خود را ندارند. باید بپذیریم که دیگر با رادیوی رویایی دهه های ۳۰ و ۴۰ مواجه نیستیم.

*چرا رادیو از روزهای رویایی فاصله گرفته است؟

-دلایل متعددی دارد. پیشرفت رسانه های مجازی، همراه نشدن رادیو با تحولات و سرعت تغییرات، حضور مدیران ناکارآمد، ورود افراد غیر حرفه ای به سازمان و هزاران دلیل دیگر … همگی این ها اثرگذار است اما مهم این است که دیگر رادیو حاکم مطلق رسانه ها نیست. حتی سیاست گذاری غلط مدیران در مقطعی باعث بی انگیزگی نسل جوان و تربیت شده رادیو شد. هر کدام از این اتفاقات در حال و روز رادیو بی تاثیر نبوده و نیست.

*شما در همه این سال ها با این سلایق متفاوت مواجه بودید. این اتفاقات باعث دلسردی و دلخوری شما از رادیو شد؟

-هرگز، هیچ وقت! همیشه با فراز و نشیبِ رادیو ساختم. من هیچ وقت معترض نبودم. گاهی دوستانم مرا ملامت می کنند که چرا در مقابل فلان اتفاق ترشرویی نکردی! اما من معتقدم که هر دورانی اتفاقات خاص خودش را دارد. من چون عاشقانه رادیو را دوست دارم با این اتفاقات و ناملایمات کنار آمدم.

*پس قدرت سازگاری بالایی با شرایط دارید چون خیلی از هم نسلان شما در سال های گذشته رادیو را رها کردند.

-من عاشق رادیو هستم و هر ناملایماتی را می پذیرم. هرچند در این سال ها ناملایماتی که غیرقابل تحمل باشد، ندیدم. مدیرانی بودند که وقتی آمدند برنامه های من را کامل قطع کردند و یا من را کم کار کردند حتی برنامه های پرشنونده من را تعطیل کردند ولی من ذره ای ناراحت نشدم چون معتقدم آن اتفاق سلیقه یک فرد بوده و من با این سلیقه کنار آمدم. رادیو برای من مهم و مقدس است. این اتفاقات عشق مرا کم رنگ نمی کند. حتی دوره ای قرار بود مدیریت استودیو صدای شهر به من سپرده شود، کارهای اولیه را انجام دادم و وقتی به سرانجام رسید با نامهربانی مواجه شدم. فکر می کنید ناراحت شدم؟ نه، هرگز! عاشق تر شدم.

دوره ای قرار بود مدیریت استودیو صدای شهر به من سپرده شود، کارهای اولیه را انجام دادم و وقتی به سرانجام رسید با نامهربانی مواجه شدم. فکر می کنید ناراحت شدم؟ نه، هرگز! عاشق تر شدم

*حالا این روزگار عاشقی برای شما که نیروی رسمی رادیو هم نیستید چه طور می گذرد؟

-من استخدام سازمان نیستم هیچ وقت هم نبودم. قبل از انقلاب بارها به من پیشنهاد رسمی شدن دادند اما نپذیرفتم. اصلا زندگی کارمندی را دوست ندارم. سر ساعتی بروم و کارت بزنم و برگردم. نه! برایم جذاب نبود. من دوست داشتم آزاد و بر اساس علایقم کار کنم. می خواستم یک فعال آزاد برنامه ساز باشم و همین مسیر را هم طی کردم.

*و هنوز هم از این تصمیم احساس رضایت می کنید؟

-(کمی فکر می کند) باید اعتراف کنم نه… تصمیم اشتباهی بود. باید جایی رسمی می شدم تا از حداقل شرایط مثل بیمه و بازنشستگی برخوردار باشم. ولی این مسیر تا به امروز طی شده است. عاشقی گاه جنون هم دارد دیگر! (با خنده)

*در روزهای طلایی رادیو شرایط معیشتی شما چه گونه بود؟

-مطلقا احساس کمبود و نیاز نداشتم. آن روزها من سه خانواده را اداره می کردم اما اصلا احساس نیاز مالی نداشتم. من آن روزها بسیار فعال و پر جنب و جوش بودم؛ رادیو، تلویزیون، مطبوعات و حتی دوبله. گاهی اوقات صبح زود به جام جم می آمدم و نصف شب به خانه برمی گشتم. شرایط خوب به آدم انگیزه می دهد.

*بسیاری از هنرمندان مطرح امروزی به ویژه در عرصه هنرهای تجسمی به نوعی مدیون شما هستند و از شما به نیکی یاد می کنند.

-در مورد هنرمندان عرصه هنر تجسمی سهم اندکی در شناختشان به جامعه داشتم مثل هانیبال الخاص، ژازه تباتبایی، مرتضی ممیز، ناصر اویسی، غلامحسین نامی، پرویز تناولی، عباس  کیارستمی به عنوان فیلمساز کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان یا بهرام بیضایی که با این افراد بسیار حشر و نشر داشتم و خاطره های فراوانی از این دوستان در ذهن دارم.

*با همکارانتان در رادیو که صحبت می کنیم می گویند در حالیکه این روزها اغلب گویندگان بداهه پردازی می کنند و یا از طریق گوشی های همراه متنی را در اینترنت سرچ می کنند و می خوانند، شما هنوز به متن وفادار هستید و امکان ندارد بدون دست نوشته به استودیو قدم بگذارید.

-من البته در دنیای مجازی فعالم و هر پدیده ای نویی را که متداول شود با اشتیاق دنبال می کنم اما به نوشتن وفادارم. شاید چون شب و روز من با نوشتن سپری می شود. حتی اعلام زمان و مکان را هم می نویسم و این باعث تعجب بسیاری از تهیه کنندگان می شود. به اشتباه گفتن و اشتباه حرف زدن در رادیو حساسم. اتاق فرمان و استودیو برایم مقدس است. معتقدم زمانه برنامه هایی از جنس خود را می طلبد مثلا برنامه کلاسیک جایی در رادیو  ندارد و نسل جوان دنبال راحتی است! من هم در گفتارم سعی می کنم به زبان جوان ها نزدیک شوم اما به نوشتن وفادارم و برای حرف هایم مطالعه می کنم و وقت می گذارم.

من هم در گفتارم سعی می کنم به زبان جوان ها نزدیک شوم اما به نوشتن وفادارم و برای حرف هایم مطالعه می کنم و وقت می گذارم*اگر روزی به شما بگویند به رادیو نیایید باز هم می پذیرید؟

-می پذیرم! چون سلیقه گردانندگان رادیو بوده و کاری از من ساخته نیست. شاید رادیو را از دست بدهم اما نوشتن را از دست نمی دهم. کارهای زیادی برای چاپ دارم که به آنها می پردازم. تصمیم دارم تعدادی از برنامه های رادیویی ام را کتاب کنم و چاپ این ها برایم مهم ست.

*چند هفته گذشته اتفاق مهمی رخ داد و آنهم  اهدای دریافت نشان درجه یک فرهنگ و هنر در عرصه هنرهای نمایشی به شما بود. شاید باید سال ها قبل این نشان را دریافت می کردید.

-مدت زیادی بود بود که برخی نهادها و بعضی آدم‌ها دنبال این بودند که این اتفاق برایم رقم بخورد. آقای بت کلیا نماینده آشوری ها در مجلس شورای اسلامی خیلی برای این اتفاق زحمت کشید و من و آثارم را به وزارت ارشاد معرفی کرد. حدود یک سالی طول کشید چون نمی دانستند هنرهای تجسمی را انتخاب کنند یا هنرهای نمایشی یا آثار منتشر شده را. خلاصه حجم آثار هنرهای نمایشی من بیشتر بود زیرا در زمینه تئاتر و غول های تئاتری ایران و جهان که با آنها گفتگو کرده بودم مطالب زیادی دارم و به همین دلیل در این زمینه این نشان را دریافت کردم.

*خیلی وقت ها اهالی مطبوعات با حسرت هایی مواجه می شوند مثلا حسرت گفتگو با یک هنرمند و یا حسرت چاپ یک مطلب خاص. برای شما هم این لحظات وجود داشت؟

-بله اتفاق افتاده و حسرت ها و غفلت هایی بوده است. زمانی که به روزنامه آیندگان آمدم روزی اعتراض کردم که چرا با بزرگان گفتگو نمی کنید، مثلا صادق هدایت، جلال آل احمد و… که قرار شد با آل احمد صحبت کنم. با سختی شماره او را پیدا کردم. آن روزها مثل الان نبود که با یک جستجوی ساده شماره فردی را پیدا کنید. خاطرم هست تیرماه بود. مثل همین روزها. زنگ زدم خودم را معرفی کردم که با صدایی قاطع گفت جوون من رو می شناسی؟ گفتم بله من تمام کتاب های شما را خوانده ام و در مورد آثارش با او صحبت کردم. گفت ولی هنوز مرا نمی شناسی  گفتم چه طور گفت من با روزی‌نامه‌ها حرف نمی زنم گفتم ما روزی نامه نیستیم، روزنامه‌ایم  اما من به هر حال با شما مصاحبه می کنم. سکوت کرد و گفت از جسارتت خوشم آمد با تو مصاحبه می کنم اما الان می خواهم به کوهپایه بروم پس خداحافظ تا دو ماه بعد!  شهریور زنگ بزن تا با تو مصاحبه کنم و این سفری بود که آل احمد هرگز از آن برنگشت و من هنوز حسرت آن مصاحبه به دلم مانده است.

گفت از جسارتت خوشم آمد با تو مصاحبه می کنم اما الان می خواهم به کوهپایه بروم پس خداحافظ تا دو ماه بعد!  شهریور زنگ بزن تا با تو مصاحبه کنم و این سفری بود که آل احمد هرگز از آن برنگشت و من هنوز حسرت آن مصاحبه به دلم مانده استیا مثلا پیتر برو ک به ایران آمد. سخت راضی می شد مصاحبه کند اما با او حدود یک ساعت گفتگو کردم و بعد دوستان خوبی برای هم شدیم  یا لئو لیونی در سال های دور به جشنواره کودکان و نوجوانان آمد و یازده جایزه گرفت  و در روزهایی که ایران بود به واسطه گفتگو بسیار با هم دوست شدیم و خاطره های خوبی میان ما شکل گرفت.

*با گذشت پنج دهه فعالیت هنری و فرهنگی هنوز هم پیگیر اتفاقات و رویدادهای هنری هستید؟

-بله همین دیروز شش هفت ساعت آثار یک هنرمند را بررسی می کردم اما این روزها بیشتر انتخاب می کنم ولی در دنیای تئاتر و نقاشی می چرخم. گذشت عمر کار خودش را می کند اما دلبستگی ها سر جایش است. عاشقی عالمی دارد برای خودش!

*آلبرت کوچویی بیشتر خود را برنامه ساز و گوینده رادیو می داند یا روزنامه نگار و منتقد؟

-هرچند دنیای روزنامه نگاری را از رادیو جدا نمی دانم اما دوست دارم به عنوان روزنامه نگار معرفی شوم.

*در این سال ها بابت اینکه جزو هموطنان آشوری هستید با برخوردهایی رو به رو شده اید که به نظرتان مناسب نباشد؟

-برخورد بد نه، اما با غرض ورزی هایی مواجه شدم. مثلا زمان هایی که قرار بود برایم بزرگداشت برگزار شود بارها شنیدم که می گفتند کسی دیگری نبود که از کوچویی تجلیل کردید؟ از این برخوردها زیاد دیدم اما می دانید که من عاشق ام. عاشق رادیو، دلم را به دریا می زدم و از مقابل این حرف ها می گذشتم، حالا هم از کسی ناراحتی یا خدای ناکرده کینه ای به دل ندارم.

منبع: خبرگزاری مهر

[ad_2]

لینک منبع

پرده‌برداری از زندگی خصوصی مجری تلویزیون در دورهمی مهران مدیری

[ad_1]

امیرحسین مدرس مجری،بازیگر و خواننده، شب گذشته مهمان برنامه دورهمی مهران مدیری بود .

مهران مدیری در برنامه دورهمی شب گذشته به موضوع استعمال دخانیات پرداخت و پس از پخش قسمت‌های نمایشی برنامه، امیرحسین مدرس به روی صحنه آمد و قطعه‌ای از آهنگ‌های قدیمی خودش را اجرا کرد.

پس از اجرای امیرحسین مدرس، مهران مدیری وی را مجری، بازیگر و خواننده معرفی کرد.

مدرس در ابتدا دلیل لاغر شدنش را بیماری سخت گوارشی ۹ سال پیش خود بیان کرد و گفت: بعد از گذشت ۹ سال وزنم را حفظ کردم.

او درباره آغاز کار خود در تلویزیون گفت: سال ۶۶ وقتی دوم دبیرستان بودم برای انجام تست مراجعه کردم و بعد از دو مرحله تست انتخاب شدم. من متولد شهریور ۴۹ هستم و امسال ۳۰ سال است که وارد این حرفه شده‌ام.

امیرحسین مدرس و مهران مدیری در برنامه دورهمی - هنر صدا

مهران مدیری پرسید شما مجری، شاعر، نویسنده، بازیگر، خطاط هستید و دستی هم بر ساز دارید. آفرین به این همه هنر ولی در کدام بهترید؟ مدرس در پاسخ مدیری به این موضوع اشاره کرد که خیلی‌ها این سوال را از من پرسیده‌اند. من نگاهم از این شاخه به آن شاخه پریدن نیست و دلیل دارم. تا جایی که توانستم در حد خودم و ظرفیت‌های خودم از این فرصت و زمان استفاده کردم. در هر حوزه‌ای که وارد شدم به کم قانع نبودم. مثلا در اجرا شاگردی کردم و جزئیات را متواضعانه یاد گرفتم. از طرفی علاقه‌مندی و دغدغه من ادبیات است. از این حیث بدون هیچگونه تواضع و خودخواهی می‌گویم سعی کردم برای مخاطب کم نگذارم.

مدیری گفت: در طول این سال‌ها یک خط مستقیم را طی کردید. نه اوج و نه فرود داشتید؟

مدرس پاسخ داد: اساسا در عین اینکه تلاشم را می‌کنم، معتقدم هر چیزی ساعتی دارد و تا ساعت آن نرسد فایده‌ای ندارد. من در کار عجله‌ای ندارم. البته من دهه ۸۰ «چراغ خاموش» را اجرا کردم که برنامه‌ای بود که خیلی تند و بی‌پروا بود اما در کمال ادب آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بررسی می‌شد. علاوه بر این معتقدم رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

مدرس در خصوص اجرای مجریان گفت: مجریانی داریم که در برنامه‌های تخصصی اجرا می‌کنند و باید درباره همان برنامه تخصص داشته باشند. اما در برنامه‌های ترکیبی که آمیخته‌ای از مباحث مختلف است، باید شخص اطلاعات عمومی خوبی داشته باشد. من همیشه مد نظرم مرحوم کمال‌الحق سلامی است که فردی با دانش بودند.

مهران مدیری به این نکته اشاره کرد که در حال حاضر چنین مجریانی نداریم و مجری گاهی نمی‌داند در پاسخ میهمان چه بگوید.

امیرحسین مدرس درباره عاشق شدنش گفت: عاشق شدم. اما پیوندم با همسرم را عاقلانه بستم. عقل و عشق در امتداد هم هستند.

او در ادامه توضیحاتش گفت: من دو بار ازدواج کردم. ازدواج اولم در سال ۷۴ بود که ۱۲ سال بعد به جدایی رسید. حدود ۶ سال با پسرم ایلیا زندگی کردم و هم مادر هم پدر برای او بودم و در سال ۹۲ با همسرم آشنا شدم.

مدرس بزرگترین ترس زندگی‌اش را ترس از این دانست که فرصت انجام کاری که دوست دارد را نداشته باشد.

این مجری و خواننده کتاب‌های «تاریخ بیخردی» نوشته باربارا تاکمن ترجمه حسن کامشاد و مجموعه «سه گانه رمان راب اسمیت» را برای خواندن پیشنهاد داد.

مدیری پرسید: احساس خوشبختی می‌کنید؟ مدرس پاسخ داد: بله به خاطر همه لطف‌هایی که خداوند به من داشته از جمله سلامتی، خانواده خوب و لطف مردم احساس خوشبختی می‌کنم. اگر روزی کودکان کار از آموزش، رفاه و سلامت بهره‌مند بشوند احساس خوشبختی بیشتری خواهم کرد. امیدوارم هم مردم و هم مسئولان به این کار مهم بپردازند.

مدرس به موزه دورهمی یکی از کارهای خطاطی خود در سال ۷۴ را اهدا کرد.

در پایان برنامه امیرحسین مدرس قطعه «یه عطش مونده به دریا» را برای مخاطبان اجرا کرد.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

دوره آموزشی “رموز و فنون گویندگی” استاد بهروز رضوی

[ad_1]

تابستان ۱۳۹۶

مدت دوره آموزشی : ۳۰ ساعت

زمان بندی : ۱۰ هفته (هر هفته یک جلسه ۳ ساعته )

روزهای برگزاری :

پنج شنبه ها ساعت ۱۱ الی ۱۴

هزینه : ۷۵۰.۰۰۰ تومان

شروع دوره : ۱۹مرداد ۱۳۹۶ (رزرو و پیش ثبت نام از طریق فرم زیر در حال انجام می باشد)

مشاهده تصاویر دوره بهار ۹۶

برای شرکت در دوره می توانید فرم پیش ثبت نام را تکمیل فرمایید .

اولویت ثبت نام با ارسال فرم پیش ثبت نام از طریق وب سایت می باشد

برگزاری با همکاری موسسه همای سعادت

اعطای گواهینامه معتبر پایان دوره

در طول دوره ، هنرجویان موظف به ارائه نمونه کارهای عملی هستند. (توضیحات در این خصوص جلسه اول توسط استاد اعلام می گردد.)

دوره به صورت ورکشاپ عملی برگزار می شود .

لازم به ذکر است هیچگونه ضمانتی جهت استخدام هنرجویان گرامی در مراکز دولتی و غیر دولتی وجود نخواهد داشت.
هنرجویان برگزیده هر دوره جهت فعالیت در رادیو اینترنتی ، دعوت به همکاری می شوند .

 

برای پیش ثبت نام لطفا فرم زیر را تکمیل فرمایید :

[raw][/raw]

 

[ad_2]

لینک منبع

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی از ورودش به رادیو در پنج سالگی گفت

[ad_1]

برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری شب گذشته ۱۶ تیرماه ۹۶ ساعت ۲۳ روی آنتن شبکه نسیم رفت . مهران مدیری در این برنامه میزبان ژاله صادقیان مجری باسابقه تلویزیون بود.

ژاله صادقیان مجری باسابقه رادیو وتلویزیون مهمان مهران مدیری در برنامه دورهمی شد و روایتی از ورودش به رادیو و عشقی که به کار کردن در رادیو دارد گفت و گفتگوی جذابی را با مهران مدیری رقم زد.

ژاله صادقیان درباره ورودش به رادیو گفت :من زمانی که ۵ سالم بود برای اولین بار وارد رادیو شدم . پسرخاله مادرم آقای گل ربایی در رادیو بودند و مرا به رادیو معرفی کردند و من از همان ۵ سالگی کار خودم را در رادیو آغاز کردم . یک روز در رادیو مشغول خواندن یک مطلب بودم که یکی از دوستان با تعجب به من گفت مگر تو بلدی بخوانی و من از لحن این گفته و به تصور اینکه کار بدی مرتکب شده ام گریه ام گرفت. من به واسطه داشتن مادر فرهنگی خواندن و نوشتن را کامل در ۵ سالگی بلد بودم اما من به خاطر وارد شدن زودهنگام به دنیای رادیو و کار اصلا کودکی نکردم و این کودکی نکردن اثرات مثبت و منفی زیادی در زندگی من داشت.

ژاله صادقیان

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی گفت :تا سال ۵۷ در رادیو بودم و بعد از آن ۸ ، ۹ سال بخاطر تحصیل از محیط رادیو دور شدم و مجددا در سال ۶۷ به رادیو برگشتم .

مهران مدیری درباره ترجیح دادن رادیو به تلویزیون از خانم مجری پرسید که گفت:من نمیتوانم بین رادیو و تلویزیون یکی را انتخاب کنم اما من در رادیو عشق و علاقه ای ریشه دار دارم و نمیتوانم از آن بگذرم و تلویزیون را چون میتوانم با مردم رودررو صحبت کنم دوست دارم .

ژاله صادقیان مجری تلویزیون درباره دوری اش از رادیو گفت :درست است که بچه های رادیو درآمد کمی دارند اما دلیل دوری من از رادیو اصلا بعد مالی این قضیه نیست .

مهران مدیری درباره عاشق شدن خانم مجری پرسید که گفت :من در سال ۶۷ عاشق شدم و حاصل این عشق پسری ۲۲ ساله است که دانشجوی رشته مهندسی است.

در بخش هایی از برنامه ژاله صادقیان درباره رادیو و علاقه خاصی که به آن دارد صحبت کرد و از توجهش به کیفیت اجراهایش گفت و ادامه داد :من در زمینه موسیقی نیز فعالیتی داشته ام و داستان خسرو و شیرین و لیلی و مجنون را با استاد چکناواریان به صورت یک حکایت بلند با موسیقی تلفیق کرده ایم.

ژاله صادقیان درباره بزرگ ترین حسرت زندگی اش گفت :من در زمینه های مختلف فعالیت داشته ام و بزرگترین حسرت دنیای حرفه ای ام این است که بتوانم نقشی در یک تئاتر داشته باشم.

در بخش پایانی برنامه ژاله صادقیان یک دف زیبا که علاقه خاصی به آن داشت را به موزه برنامه دورهمی تقدیم کرد.

بیوگرافی ژاله صادقیان

ژاله صادقیان متولد  ۲۷ خرداد ۱۳۴۴ در تهران از گویندگان باسابقه رادیو می باشد که در تلویزیون هم به فعالیت مشغول است.

اولین بار گویندگی را در سال ۱۳۴۹ و در سن ۵ سالگی در رادیو سراسری و در برنامه خردسالان که تهیه کننده و گرداننده آن هما احسان بود، شرکت کرد. پس از ۸ سال حضور در رادیو در سال ۵۷ هم زمان با وقوع انقلاب از رادیو خارج شد و در سال ۱۳۶۷ پس از فارغ التحصیلی در رشته ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبائی دوباره به رادیو بازگشت و فعالیت خود را با برنامه «جنگ جوان» از سر گرفت. وی در سال ۱۳۷۲ ازدواج کرد و دارای یک فرزند پسر (متولد ۱۳۷۴) است.

 

صادقیان اوّلین اجرای تلویزیونی وی برنامه‌ای تحت عنوان «گلپونه‌ها»، با مضمون شعر و موسیقی بود. او در سال ۱۳۸۳ با ترک رادیو و آغاز فعّالیّت رسمی خود در تلویزیون، اوّلین برنامه خود را با نام

ژاله صادقیان گوینده و مجری-هنر صدا

«چرتکه» اجرا کرد. در سال ۱۳۸۶ اجرای برنامه را در رادیو برون مرزی صدای آشنا آغاز کرد. «ستاره‌چین شب‌های روشن» اوّلین برنامه او در رادیو صدای آشنا بود. او به علّت علاقه، گویندگی را در زمینه شعر و موسیقی و ادب دنبال کرده است. وی تاکنون موفق به دریافت چندین جایزه در زمینه گویندگی شده است.

 

[ad_2]

لینک منبع