رقابت ۵ مجری برای بهترین چهره تلویزیونی جشن حافظ

[ad_1]

نامزدهای بهترین چهره تلویزیونی هفدهمین جشن حافظ (دنیای تصویر) اعلام شدند.

به نقل از روابط عمومی جشن حافظ، با قدرت گرفتن برنامه‌های مجری محور تلویزیون، جشن حافظ به عنوان تنها جشن خصوصی سینما و تلویزیون ایران بخش بهترین چهره تلویزیونی را از چند سال پیش به جایزه‌هایش اضافه کرده است.

نامزدهای بهترین چهره تلویزیونی امسال جشن حافظ از میان برنامه‌هایی انتخاب شده‌اند که از اول فروردین سال ۹۵ تا پایان اسفند ماه ۹۵ روی آنتن تلویزیون رفته یا در اینترنت انتشار یافته‌اند.

نامزدهای بهترین چهره تلویزیونی هفدهمین جشن حافظ عبارتند از:

رامبد جوان (خندوانه)

محمد صالح‌علا (چشم شب روشن)

احسان علیخانی (ماه عسل)

عادل فردوسی‌پور (نود)

مهران مدیری (دورهمی)

برنده تندیس حافظ بهترین چهره تلویزیونی در هفدهمین جشن سینمایی و تلویزیونی حافظ معرفی خواهد شد.

از برگزیدگان سال‌های گذشته این بخش می‌توان به داریوش ارجمند، مرتضی حیدری، رامبد جوان، عادل فردوسی‌پور و مهران مدیری اشاره کرد.

[ad_2]

لینک منبع

پرده‌برداری از زندگی خصوصی مجری تلویزیون در دورهمی مهران مدیری

[ad_1]

امیرحسین مدرس مجری،بازیگر و خواننده، شب گذشته مهمان برنامه دورهمی مهران مدیری بود .

مهران مدیری در برنامه دورهمی شب گذشته به موضوع استعمال دخانیات پرداخت و پس از پخش قسمت‌های نمایشی برنامه، امیرحسین مدرس به روی صحنه آمد و قطعه‌ای از آهنگ‌های قدیمی خودش را اجرا کرد.

پس از اجرای امیرحسین مدرس، مهران مدیری وی را مجری، بازیگر و خواننده معرفی کرد.

مدرس در ابتدا دلیل لاغر شدنش را بیماری سخت گوارشی ۹ سال پیش خود بیان کرد و گفت: بعد از گذشت ۹ سال وزنم را حفظ کردم.

او درباره آغاز کار خود در تلویزیون گفت: سال ۶۶ وقتی دوم دبیرستان بودم برای انجام تست مراجعه کردم و بعد از دو مرحله تست انتخاب شدم. من متولد شهریور ۴۹ هستم و امسال ۳۰ سال است که وارد این حرفه شده‌ام.

امیرحسین مدرس و مهران مدیری در برنامه دورهمی - هنر صدا

مهران مدیری پرسید شما مجری، شاعر، نویسنده، بازیگر، خطاط هستید و دستی هم بر ساز دارید. آفرین به این همه هنر ولی در کدام بهترید؟ مدرس در پاسخ مدیری به این موضوع اشاره کرد که خیلی‌ها این سوال را از من پرسیده‌اند. من نگاهم از این شاخه به آن شاخه پریدن نیست و دلیل دارم. تا جایی که توانستم در حد خودم و ظرفیت‌های خودم از این فرصت و زمان استفاده کردم. در هر حوزه‌ای که وارد شدم به کم قانع نبودم. مثلا در اجرا شاگردی کردم و جزئیات را متواضعانه یاد گرفتم. از طرفی علاقه‌مندی و دغدغه من ادبیات است. از این حیث بدون هیچگونه تواضع و خودخواهی می‌گویم سعی کردم برای مخاطب کم نگذارم.

مدیری گفت: در طول این سال‌ها یک خط مستقیم را طی کردید. نه اوج و نه فرود داشتید؟

مدرس پاسخ داد: اساسا در عین اینکه تلاشم را می‌کنم، معتقدم هر چیزی ساعتی دارد و تا ساعت آن نرسد فایده‌ای ندارد. من در کار عجله‌ای ندارم. البته من دهه ۸۰ «چراغ خاموش» را اجرا کردم که برنامه‌ای بود که خیلی تند و بی‌پروا بود اما در کمال ادب آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بررسی می‌شد. علاوه بر این معتقدم رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

مدرس در خصوص اجرای مجریان گفت: مجریانی داریم که در برنامه‌های تخصصی اجرا می‌کنند و باید درباره همان برنامه تخصص داشته باشند. اما در برنامه‌های ترکیبی که آمیخته‌ای از مباحث مختلف است، باید شخص اطلاعات عمومی خوبی داشته باشد. من همیشه مد نظرم مرحوم کمال‌الحق سلامی است که فردی با دانش بودند.

مهران مدیری به این نکته اشاره کرد که در حال حاضر چنین مجریانی نداریم و مجری گاهی نمی‌داند در پاسخ میهمان چه بگوید.

امیرحسین مدرس درباره عاشق شدنش گفت: عاشق شدم. اما پیوندم با همسرم را عاقلانه بستم. عقل و عشق در امتداد هم هستند.

او در ادامه توضیحاتش گفت: من دو بار ازدواج کردم. ازدواج اولم در سال ۷۴ بود که ۱۲ سال بعد به جدایی رسید. حدود ۶ سال با پسرم ایلیا زندگی کردم و هم مادر هم پدر برای او بودم و در سال ۹۲ با همسرم آشنا شدم.

مدرس بزرگترین ترس زندگی‌اش را ترس از این دانست که فرصت انجام کاری که دوست دارد را نداشته باشد.

این مجری و خواننده کتاب‌های «تاریخ بیخردی» نوشته باربارا تاکمن ترجمه حسن کامشاد و مجموعه «سه گانه رمان راب اسمیت» را برای خواندن پیشنهاد داد.

مدیری پرسید: احساس خوشبختی می‌کنید؟ مدرس پاسخ داد: بله به خاطر همه لطف‌هایی که خداوند به من داشته از جمله سلامتی، خانواده خوب و لطف مردم احساس خوشبختی می‌کنم. اگر روزی کودکان کار از آموزش، رفاه و سلامت بهره‌مند بشوند احساس خوشبختی بیشتری خواهم کرد. امیدوارم هم مردم و هم مسئولان به این کار مهم بپردازند.

مدرس به موزه دورهمی یکی از کارهای خطاطی خود در سال ۷۴ را اهدا کرد.

در پایان برنامه امیرحسین مدرس قطعه «یه عطش مونده به دریا» را برای مخاطبان اجرا کرد.

 

 

 

[ad_2]

لینک منبع

رضا رشیدپور: پیشنهاد می کنم بدون اینکه دستمزدی بگیرم به من در رادیو برنامه بدهند

[ad_1]

رضا رشیدپور در گفتگوی خود از شبکه های اجتماعی که امروز روی یک موج سوار هستند، حضور اسپانسرها، اخلاق روی آنتن رسانه ملی، علاقه اش به رادیو و… سخن گفت.

بارها پیش آمده است که مجریان تلویزیون روی آنتن رسانه ملی حرفی زده اند یا کنش و واکنشی داشته اند که از یک فرد سابقه‌دار این حوزه انتظار نمی رفته است؛ رفتاری که حتی بعضا به تسویه حساب های شخصی و یا سلیقه ای و یا اشتباه گرفتن چالش با ضایع کردن نیز منجر شده است. در این گفتگو سراغ رضا رشیدپور رفتیم که یکی از معدود مجریان تلویزیونی در میان هم نسلان خودش است که می توان گفت معمولا طبق اصول اخلاقی و حرفه ایِ کار خود پیش رفته است و از او درباره انتظارات از یک مجری یا برنامه ساز روی آنتن رسانه ملی پرسیده ایم؛ از مجریانی که گاهی به اعتبار مخاطبانشان در شبکه های مجازی و یا اسپانسرهای برنامه شان به گونه ای رفتار می کنند که انگار همه چیز دنیای رسانه به آنها وابسته است.

رضا رشیدپور ۲۰ و چند سال است که به فعالیت در عرصه رسانه و تلویزیون مشغول است و نزدیکی های سال ۷۰ کارش را با گزارشگری رادیو آغاز کرد. وی حدود یک سال پیش و البته بعد از حدود هفت سال با اجرای مجله صبحگاهی «حالا خورشید» به تلویزیون بازگشت.

رشیدپور در قسمت اول این گفتگو از وضعیت جسمانی خود بعد از اتفاقی که برایش روی آنتن زنده رخ داد و از حال رفت گفت و همچنین از برنامه هایی که برای سری جدید «دید در شب» و گفتگوهایش با چهره های بین المللی مثل بیل گیتس و اردوغان دارد.

وی در بخش دوم این گفتگو نیز درباره اسپانسرها، شبکه های اجتماعی، توجه به اندیشه افراد و مسایل دیگری چون رادیو و درآمدش سخن گفت. رشیدپور بیان کرد که با حجم زیادی از توهین مواجه شده است تنها به این دلیل که درباره درآمد خود حقیقت را اعلام کرده است.

قسمت دوم و پایانی گفتگوی ما را با وی می خوانید:

*جناب رشیدپور به نظر شما مهمترین ویژگی اخلاقی ای که مجری یا برنامه سازی که روی آنتن رسانه ملی است باید آن را حفظ کند، چیست؟

– دو نکته را اینجا باید بیان کرد. ایدئولوژی خود من روی آنتن رسانه ملی امانت است. بارها به تمام مدیران سازمان صداوسیما و شبکه ها گفته ام که من خود را قبل از هرچیز امانت دار سازمان می دانم که موضوعی چند وجهی هم هست. بخشی از آن به مدیران و آنتنی که به من می دهند، مربوط می شود و بخشی را هم مردم به من می دهند. به طور مثال چندی پیش من در فرودگاه بودم و یک خانواده خیلی مذهبی که از پوشش و رفتار آنها این مساله مشخص بود نزد من آمدند و مرد درخواست کرد که همسرش می خواهد با من عکس بگیرد و من فکر می کنم این هم نوعی امانت است که مردم به شخص مجری اعتماد می کنند و من آنجا هم امانتدار هستم. در کنار اینها امانتدار جوانی هم که می خواهد استعدادش را کشف کند هستم. اگر ما بتوانیم روی شخصیت خود کار کنیم و امانت را نه به عنوان وسیله بلکه هدف بدانیم متوجه خواهیم بود که در پروژه ها هم وظیفه ما امانتداری است و افراد درست را روی آنتن می آوریم. در کشور ما همیشه بین تخصص و تعهد چالش هایی هم وجود داشته است که کدام یک بیشتر لازم است و من فکر می کنم افراد حاضر در رسانه ملی باید هم متخصص و هم متعهد باشند.

*برنامه سازان و مجریان، جوانانی را به عنوان استعدادهای تازه در هر حوزه ای به مخاطب معرفی می کنند. چطور می توان به گونه ای عمل کرد که این کشف استعدادها به محل آزمون و خطای تازه کارها تبدیل نشود؟

– بسیار سوال درستی است. به هر حال تلویزیون فردی را به نام رضا رشیدپور گذاشته است که باید به شعور سازمان احترام بگذارد و حتما هم استانداردهای اولیه را در یک فرد می بیند که او را وارد فضای برنامه زنده می کند چون ما ابتدا باید به رسانه خود احترام بگذاریم و بعد به استعداد دیگران، بنابراین در جواب به چنین سوالی باید گفت اینجا نقش تهیه کننده پررنگ می شود که باید بداند به هرکسی میدان دهد یا کسی که حقش است.

*گاهی می بینیم یک مجری با سابقه هم روی آنتن رفتار سلیقه ای دارد و از تلویزیون و فرصتی که در اختیارش قرار گرفته به نفع خود استفاده می کند. چرا آنتن رسانه ملی اینگونه باید در اختیار افراد قرار بگیرد؟

– مسلما صداوسیما به کسی که کیفیتش تایید نیست آنتن نمی دهد و فکر می کنم در ۹۰ درصد اوقات افرادی که آنتن به آنها داده می شود حداقل هایی از استانداردها را دارند اما نکته مهمتر این است که مردم خیلی باهوش تر آن چیزی هستند که ما فکر می کنیم. به طور مثال اگر ما به فرد بی کفایتی آنتن بدهیم و با اصرار بخواهیم که ستاره شود هیچ گاه این اتفاق رخ نمی دهد چون مردم به خوبی می دانند چه کسی باید ستاره شود و چه کسی نباید. درواقع دوران پروپاگاندا و از بالا به پایین نگاه کردن پیام های رسانه ای گذشته است. مردم امروزه از ده ها منبع اطلاعات می گیرند، تنظیم می کنند و خودشان به نتیجه می رسند. چه بسا که شما فرد بی کفایتی را هم بیاورید که هجوم مردم به او به گونه ای باشد که نقض غرض باشد و ضد تبلیغ شود.

این اندیشه است که توسط مردم قضاوت می شود و این را نمی توان با شبکه های مجازی مثل اینستاگرام یا ریاکاری در رسانه ملی بزک کرد*نظر شما درباره سوءاستفاده این افراد از آنتن رسانه ملی که به قول خود شما به عنوان امانت در اختیارش قرار گرفته است، چیست؟

– اگر به اصالت مقید باشیم قطعا درست نیست. شعری داریم که می گوید «ای برادر تو همان اندیشه ای ما بقی تو استخوان و ریشه ای/ گر گل است اندیشه تو گلشنی ور بود خاری تو هیمه گلخنی» این شعر بیان می کند که اگر فکر می کنید خوش تیپ یا جذاب هستید باید در نهایت بازگردید به اندیشه خود چراکه این اندیشه است که توسط مردم قضاوت می شود و این را نمی توان با شبکه های مجازی مثل اینستاگرام یا ریاکاری در رسانه ملی بزک کرد. توده جمعی افکار عمومی خیلی کم اشتباه می کند و به طور مثال زمانی که نظر می دهند که فردی چاپلوس است به دلیل اندیشه ای است که آن فرد دارد و چه شبکه مجازی مثل اینستاگرام و چه رسانه ملی هیچ کدام به تنهایی تاثیری روی مخاطب ندارد بلکه همه اینها با هم قضاوتی را برای او ایجاد می کند.

*مخاطبی که به این افراد اعتماد می‌کند تکلیفش چیست؟

– من به شعر دیگری استناد می کنم که می گوید «تو را بر در نشاند او به طراری که می آید/ تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد» دو در کردن از همین شعر می آید و درواقع مخاطب باید متوجه باشد طبق اندیشه کسی نظر می دهد و یا مسایل دیگر.

*مزایای رسانه های مجازی و شبکه های اجتماعی امروز بر هیچ کس پوشیده نیست اما گاهی می بینیم که چهره های هنری به این شبکه ها بیشتر از رسانه های رسمی اعتماد می کنند تنها به دلیل تعداد زیاد مخاطبانی که در آنها دارند. شما به عنوان کسی که صاحب همه انواع این رسانه ها بوده اید چه جایگاهی برای شبکه های اجتماعی قائل هستید؟

– شبکه‌های اجتماعی مزیت های فراوانی دارند که نمی توان آنها را انکار کرد که مهمترین آن گسترش آگاهی است. ما اکنون در روستاها هم آگاهی داریم و این عدالت رسانه ای را می رساند که به دلیل همین شبکه های اجتماعی است اما آنچه که منظور شماست ربطی به این مزیت ها ندارد بلکه به شوآف های شبکه های اجتماعی مربوط می شود که باید در قبالشان گفت «این نیز بگذرد». درواقع به طور قطع می گویم موجی که در ایران برای اینستاگرام و تلگرام باب شده و هنوز هم در اوج خودش است فروکش می کند. باید دید آیا اینکه یک نفر چند میلیون فالور دارد در چند سال دیگر هم این مساله اهمیت دارد که من قول می دهم این موج به سر می رسد و اهمیتی ندارد. شاید آن زمان یک ابرشبکه اجتماعی دیگری جایگزین شود اما با این حال تصورم این است که ما به زودی به رسانه های رسمی بازمی گردیم. این اتفاق در غرب هم در حال رخ دادن است. غرب اوج شبکه های اجتماعی را زودتر از ما تجربه کرد و با شتاب بیشتری هم به سمت رسانه های رسمی در حال بازگشت است. فضای شبکه های اجتماعی چه در ایران و چه در آمریکا فضای انتخابات را واقعا تحت تاثیر قرار داد. توییتر به نظر من در آمریکا رییس جمهور تعیین کرد و اینها قدرت این فضاست، با این حال موجی است که در نهایت فروکش می کند.

افراد کمی مثل من فضای اینترنتی را تجربه کرده اند و من بازخوردهای بسیاری هم داشته ام و حالا با چنین پیشینه ای بیان می کنم که نادیده گرفتن رسانه های رسمی چه از طرف مدیران خود صداوسیما و یا از طرف چهره ها باشد یک اشتباه استراتژیک است و به زودی افکار عمومی و جو عمومی اقبال دوباره به رسانه های رسمی (که فقط صداوسیما را شامل نمی شود) خواهد داشت.

*برای اقبال دوباره به رسانه ای مثل تلویزیون چگونه این مدیوم باید خودش را احیا کند؟

– فکر می کنم اولین آفت صداوسیما این است که خود را رقیب شبکه های اجتماعی بداند چون اصلا ذات این رقابت اشتباه است. شبکه های اجتماعی «grass media» هستند که در کنار درختان تناور رسانه های رسمی که ریشه دارند، تنومند هستند و با هر بادی به این طرف و آن طرف نمی روند، حضور دارند. «grass media» ها رسانه های کوتاه هستند و اصلا رقابتی با درخت ندارند.

*آقای رشیدپور امروز گاهی می بینیم که اسپانسرها بیشتر از تفکر خود برنامه ساز، برنامه ها را هدایت می کنند. فکر می کنید ممکن است با توجه به حضور اسپانسر در برنامه، اخلاق و صداقت خود شخص شما به عنوان برنامه ساز تحت الشعاع قرار بگیرد؟

– پاسخ این پرسش به صورت بدیهی، منفی است اما ما امروز در سازمان صداوسیما در تنگنای مالی هستیم. به طور مثال خود من در برنامه «حالا خورشید» حدود ۶۰ نفر پرسنل دارم که هر کدام با چند نفر خانواده خود به ۲۰۰ نفر هم می رسند و فکر می کنند که آیا من می توانم سر ماه حقوقشان را برسانم یا خیر چون اینجا هم اگر نتوانم حقوق این افراد را برسانم اخلاق خدشه دار می شود.

شخصی دارویی را تبلیغ می کرد که به گفته خودش از یک سازمان پزشکی در آمریکا مجوز داشت و من به طرف گفتم اگر آمریکا داروی کچلی داشت خودشان استفاده می کردند و به ایران هم نمی رسیددر اینجا کمی مسایل نسبی می شود و باید سنجید. به طور مثال باید دید آیا محصولی که در برنامه تبلیغ می شود ضرر دارد یا خیر. هم اکنون حدود ۲۰ کمپانی وجود دارند که می خواهند اسپانسر برنامه شوند اما محصولاتشان چینی و از نوع بی کیفیت است و یا از داروهایی است که برای لاغری، کچلی و… مناسب است. جالب است که بعضی تبلیغات جالبی هم دارند، شخصی دارویی را تبلیغ می کرد که به گفته خودش از یک سازمان پزشکی در آمریکا مجوز داشت و من به طرف گفتم اگر آمریکا داروی کچلی داشت خودشان استفاده می کردند و به ایران هم نمی رسید. بنابراین اگر بدانم محصولی که تبلیغ می کنم اینقدر بی کیفیت و فریب دهنده است چنین کاری نمی کنم اما اگر حداقل هایی را داشته باشد سراغ آن خواهم رفت.

متاسفانه شاید بتوان گفت که برنامه سازی به نوعی اسپانسرسالاری تبدیل می شود و فردی هم که نوک پیکان اسپانسر است قدرتی ماورایی پیدا می کند چون هم پول می آورد و هم اسپانسر.

رضا رشیدپور

                                                     رضا رشیدپور

*شما در برنامه «دورهمی» اعلام کردید که ماهانه ۲۰ میلیون تومان درآمد دارید. فکر می کنید چقدر لازم است که مجریان مستقل باشند تا استقلال مالی در کار و آنچه که روی آنتن می برند تاثیرگذار است؟

– بسیار تاثیرگذار است و من به هر کسی که وارد این وادی می شود می گویم به خاطر پول نیاید چون ممکن است چیزهای زیادی را از دست بدهد. این را هم بگویم که من بعد از آن برنامه آنقدر مورد هجمه قرار گرفتم که تعجب کردم از اینکه اگر فرد راستش را بگوید اینطور مورد هجوم قرار می گیرد. هرچند که من در آن برنامه تاکید کردم که تدریس می کنم، صاحب حق امضا در مهندسی راه و ساختمان هستم، دوره مفصل خلبانی دیده‌ام، کارگاه آزاد سینمایی دارم و با همه اینها، اگر نتوانم ۲۰ میلیون تومان پول در ماه دربیاورم، یعنی عُرضه لازم را ندارم، اما این چه رفتاری است که ما آدم‌ها را به دروغ ترغیب می‌کنیم.

من بعد از حضور در برنامه مدیری، فحاشی‌هایی شنیدم که بسیار تعجب کردم و از من سوال می‌شد چرا ۲۰ میلیون درآمد دارم. اینها آدم را تشویق می‌کند که بخواهد ریاکاری داشته باشد و به طور مثال در برنامه وقتی از شما سوال می‌شود چقدر درآمد دارید، همچون بسیاری از افراد بگویید آب باریکه‌ای وجود دارد. باید سعی کنیم افراد را به صداقت تشویق کنیم و فکر نکنیم که اگر کسی بیشتر از ما درآمد دارد یا اتومبیل ۲۰۱۷ سوار می‌شود، حق ما را خورده است. من فرد سرمایه‌داری نیستم اما بی‌پول هم نیستم. با این حال کشور ما به سرمایه‌دار نیاز دارد تا ثروت بیاورد و کارخانه، پل و… بسازد. اگر به این سرمایه‌گذار، دزد و اختلاس‌گر بگوییم دیگر چه کسی در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند؟

من بعد از حضور در برنامه مدیری، فحاشی‌هایی شنیدم که بسیار تعجب کردم و از من سوال می‌شد چرا ۲۰ میلیون درآمد دارم. اینها آدم را تشویق می‌کند که بخواهد ریاکاری داشته باشدالبته در اصول حرفه‌ای رسانه‌ای گفته می‌شود در برنامه‌های تلویزیونی از اعتقادات دینی انسان‌ها و درآمد آنها نباید سوال کرد اما مهران مدیری می‌خواست برنامه‌اش متفاوت باشد و این سوال را هم پرسید. من هم با کمال میل جواب دادم اما بعد از آن با این هجمه مواجه شدم.

درنهایت باید بگویم من فکر می‌کنم کسی که وارد دنیای اجرا می‌شود، نباید انتظار ارتزاق داشته باشد چون خیلی چیزها را از دست خواهد داد.

*البته در قدیم علاقه‌مندان بیشتر با عشق و بدون انتظار وارد حرفه‌های مختلف می‌شدند.

– صحبت کردن از عشق در سال ۲۰۱۷ کمی عجیب است. به طور مثال ابوالفضل زرویی نصرآباد در بیتی از یک شعر می‌گوید «یه چیز می‌گم ایشالا دلخور نشین / قربون اون دلای تک سرنشین». آن زمان دل‌ها تک سرنشین بود و شاید کسی که‌ وارد کار به طور مثال رادیو می‌شد، واقعاً به آن عشق می‌ورزید اما الان اگر کسی می‌گوید من عاشق اجرا هستم، آیا واقعاً راست می‌گوید یا کارهای دیگری را هم در کنار آن دوست دارد؟ اگر ما بخواهیم به اجرا به عنوان یک حرفه نگاه کنیم، حتماً باید از روش دیگری درآمد داشته باشیم.

*فکر می‌کنم شما کار خود را هم از رادیو آغاز کردید؟

– بله و خاطرم است آن زمان ما برای گزارش گرفتن، تجهیزاتی مثل «ناگرا» داشتیم که یک دستگاه سنگین و بزرگ برای ضبط صدا بود و در آن نوار ریلی قرار می‌گرفت. این به سال‌های ۷۰ برمی‌گردد. آن زمان برای گرفتن یک گزارش باید تجهیزات زیادی را روی شانه خود متحمل می‌شدیم و گزارشگران ارشد که سابقه بیشتری داشتند از بی‌سیم برخوردار بودند. هر کسی که بی‌سیم داشت از جایگاه بالایی برخوردار بود و حتی آرزوی ما این بود که به این جایگاه برسیم تا ما هم بتوانیم از بی‌سیم استفاده کنیم. بعد از آن در رادیو توانستم بی‌سیم بگیرم و به من ماشین پاترول دادند و من دیگر فکر می‌کردم که به آخر پیشرفت در حرفه خود رسیده‌ام.

*دورنمای شما در آن زمان چه بود؟

– راستش را بخواهید دورنمای من واقعاً همین بود که الان در آن قرار گرفته‌ام یعنی دوست داشتم یک برنامه‌ساز باشم و …

*یعنی در رادیو به  فکر می‌کردید؟

– رویای من انقدر مشخص نبود اما در حوزه کارم دوست داشتم یک فرد رسانه‌ای مؤثر باشم. اینکه بتوانم برنامه‌های بسیار خوبی بسازم.

*آن زمان چه کسانی الگوهای شما بودند؟

– حسین پاکدل، جواد آتش‌افروز، منوچهر نوذری و اسماعیل میرفخرایی. من آن زمان این افراد را در تلویزیون می‌دیدم و آرزویم این بود مثل این افراد جلوی دوربین باشم و چنین برنامه‌هایی اجرا کنم.

مخصوصاً خاطرم هست من عاشق شعرخوانی حسین پاکدل بودم و هنوز یکی از شعرهای او در خاطرم مانده است که آن را در جُنگ نوروز ۷۲ خواند و در یک دکور پلکانی شکل، او از پله‌ها پایین می‌آمد و می‌خواند که «من اگر دست زنانم/ نه من از دست زنانم/ نه از اینم نه از آنم/ من از آن شهر کلانم». خاطرم هست که من آن زمان با خود می‌گفتم چقدر خوب است که مجری باشید، چنین شعرهایی بخوانید و همین‌طور از پلکان پایین بیایید؛ اینها اسطوره‌های من بودند.

من رادیو را رها نکرده‌ام بلکه رادیو ما را رها کرد و من همین الان هم دوست دارم در رادیو برنامه اجرا کنم*اینکه رادیو را رها کردید، اگرچه که در رسانه امروز شاید کمتر مردم سراغ رادیو بروند، اما آیا با زحماتی که کشیدید، حیفتان نمی‌آید؟

– من رادیو را رها نکرده‌ام بلکه رادیو ما را رها کرد و من همین الان هم دوست دارم در رادیو برنامه اجرا کنم.

*واقعاً! با این همه برنامه‌هایی که مشغول به فعالیت در آنها هستید، باز هم علاقه‌مندید در رادیو کار کنید؟

– حتماً من وقت می‌گذارم و اگر پیشنهادی باشد، در رادیو برنامه اجرا می‌کنم. حتی شما در این گفتگو روی این نکته تأکید کنید که من دستمزدی هم بابت آن دریافت نمی‌کنم.

*دلیل این علاقه‌مندی چیست؟

– من عاشق کار رادیو بودم و خاستگاه خودم را رادیو می‌دانم و به شدت به انتقال احساس از طریق صدا معتقد هستم؛ انتقال احساس از طریق صدا معجزه می‌کند و پیشنهادم این است که به من در رادیو برنامه بدهند بدون اینکه دستمزدی بگیرم.

 *در میان مجریان، شما گاهی با محمود شهریاری مقایسه شده‌اید. فکر می کنید چرا؟

– بله البته شاید محمود شهریاری هم یکی از الگوهای من بوده است، من اجرای شهریاری را در کنار آقای آتش‌افروز در برنامه «بعد از خبر» بسیار دوست داشتم. نمی‌دانم چرا این مقایسه بین من و او صورت می‌گیرد چون او بسیار استاد است و سبک اجرای خودش را دارد، اما شاید گاهی نُت صدایمان در اجرا به هم شبیه شده است. با این حال اجرای ما تفاوت زیادی دارد و او یک «شومن» بسیار خوب است.

*شما سال گذشته بعد از حدود هفت سال به آنتن رسانه ملی بازگشتید، فکر می‌کنید چقدر آنتن در این سال‌ها فرق کرده است؟

– به نظر شما جامعه در این هفت سال چقدر تغییر کرده است؟

*به نظر من دگرگون شده است.

– به نظر من صدا و سیما هم زیر و رو شده است.

*شما سال ۹۲ به عنوان مجری برنامه‌های انتخاباتی حسن روحانی را اجرا می‌کردید اما چه شد که امسال در انتخابات حضور نداشتید؟

– فکر می‌کنم شرایط جسمانی من اجازه این کار را نمی‌داد، من بعد از آن اتفاق (از حال رفتن روی آنتن زنده) و استراحت در منزل، باز هم حدود ۲۰ کیلو وزن کم کردم و حتی تا مدتی شرایط جسمانی لازم برای اینکه از بستر خود بلند شوم و بتوانم در آشپزخانه به دنبال چیزی بروم، نداشتم و اصلاً دلیل دور شدن من از رسانه برای کاهش استرس بود. بنابراین نمی‌توانستم در شرایط پراسترسی مثل انتخابات حضور داشته باشم. خاطرم هست در سال ۹۲ همه زندگی ما در مدت انتخابات در هواپیما و فاصله سخنرانی در شهرها می‌گذشت. شرایط جسمانی من امسال به گونه‌ای نبود که بتوانم در کمپین هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری شرکت کنم گرچه پیشنهادهای زیادی هم برای حضور در انتخابات داشتم.

منبع : خبرگزاری مهر

[ad_2]

لینک منبع

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی از ورودش به رادیو در پنج سالگی گفت

[ad_1]

برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری شب گذشته ۱۶ تیرماه ۹۶ ساعت ۲۳ روی آنتن شبکه نسیم رفت . مهران مدیری در این برنامه میزبان ژاله صادقیان مجری باسابقه تلویزیون بود.

ژاله صادقیان مجری باسابقه رادیو وتلویزیون مهمان مهران مدیری در برنامه دورهمی شد و روایتی از ورودش به رادیو و عشقی که به کار کردن در رادیو دارد گفت و گفتگوی جذابی را با مهران مدیری رقم زد.

ژاله صادقیان درباره ورودش به رادیو گفت :من زمانی که ۵ سالم بود برای اولین بار وارد رادیو شدم . پسرخاله مادرم آقای گل ربایی در رادیو بودند و مرا به رادیو معرفی کردند و من از همان ۵ سالگی کار خودم را در رادیو آغاز کردم . یک روز در رادیو مشغول خواندن یک مطلب بودم که یکی از دوستان با تعجب به من گفت مگر تو بلدی بخوانی و من از لحن این گفته و به تصور اینکه کار بدی مرتکب شده ام گریه ام گرفت. من به واسطه داشتن مادر فرهنگی خواندن و نوشتن را کامل در ۵ سالگی بلد بودم اما من به خاطر وارد شدن زودهنگام به دنیای رادیو و کار اصلا کودکی نکردم و این کودکی نکردن اثرات مثبت و منفی زیادی در زندگی من داشت.

ژاله صادقیان

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی گفت :تا سال ۵۷ در رادیو بودم و بعد از آن ۸ ، ۹ سال بخاطر تحصیل از محیط رادیو دور شدم و مجددا در سال ۶۷ به رادیو برگشتم .

مهران مدیری درباره ترجیح دادن رادیو به تلویزیون از خانم مجری پرسید که گفت:من نمیتوانم بین رادیو و تلویزیون یکی را انتخاب کنم اما من در رادیو عشق و علاقه ای ریشه دار دارم و نمیتوانم از آن بگذرم و تلویزیون را چون میتوانم با مردم رودررو صحبت کنم دوست دارم .

ژاله صادقیان مجری تلویزیون درباره دوری اش از رادیو گفت :درست است که بچه های رادیو درآمد کمی دارند اما دلیل دوری من از رادیو اصلا بعد مالی این قضیه نیست .

مهران مدیری درباره عاشق شدن خانم مجری پرسید که گفت :من در سال ۶۷ عاشق شدم و حاصل این عشق پسری ۲۲ ساله است که دانشجوی رشته مهندسی است.

در بخش هایی از برنامه ژاله صادقیان درباره رادیو و علاقه خاصی که به آن دارد صحبت کرد و از توجهش به کیفیت اجراهایش گفت و ادامه داد :من در زمینه موسیقی نیز فعالیتی داشته ام و داستان خسرو و شیرین و لیلی و مجنون را با استاد چکناواریان به صورت یک حکایت بلند با موسیقی تلفیق کرده ایم.

ژاله صادقیان درباره بزرگ ترین حسرت زندگی اش گفت :من در زمینه های مختلف فعالیت داشته ام و بزرگترین حسرت دنیای حرفه ای ام این است که بتوانم نقشی در یک تئاتر داشته باشم.

در بخش پایانی برنامه ژاله صادقیان یک دف زیبا که علاقه خاصی به آن داشت را به موزه برنامه دورهمی تقدیم کرد.

بیوگرافی ژاله صادقیان

ژاله صادقیان متولد  ۲۷ خرداد ۱۳۴۴ در تهران از گویندگان باسابقه رادیو می باشد که در تلویزیون هم به فعالیت مشغول است.

اولین بار گویندگی را در سال ۱۳۴۹ و در سن ۵ سالگی در رادیو سراسری و در برنامه خردسالان که تهیه کننده و گرداننده آن هما احسان بود، شرکت کرد. پس از ۸ سال حضور در رادیو در سال ۵۷ هم زمان با وقوع انقلاب از رادیو خارج شد و در سال ۱۳۶۷ پس از فارغ التحصیلی در رشته ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبائی دوباره به رادیو بازگشت و فعالیت خود را با برنامه «جنگ جوان» از سر گرفت. وی در سال ۱۳۷۲ ازدواج کرد و دارای یک فرزند پسر (متولد ۱۳۷۴) است.

 

صادقیان اوّلین اجرای تلویزیونی وی برنامه‌ای تحت عنوان «گلپونه‌ها»، با مضمون شعر و موسیقی بود. او در سال ۱۳۸۳ با ترک رادیو و آغاز فعّالیّت رسمی خود در تلویزیون، اوّلین برنامه خود را با نام

ژاله صادقیان گوینده و مجری-هنر صدا

«چرتکه» اجرا کرد. در سال ۱۳۸۶ اجرای برنامه را در رادیو برون مرزی صدای آشنا آغاز کرد. «ستاره‌چین شب‌های روشن» اوّلین برنامه او در رادیو صدای آشنا بود. او به علّت علاقه، گویندگی را در زمینه شعر و موسیقی و ادب دنبال کرده است. وی تاکنون موفق به دریافت چندین جایزه در زمینه گویندگی شده است.

 

[ad_2]

لینک منبع