مجید قناد: تلویزیون اجازه دهد در بحث آموزش جنسی فراتر برویم

[ad_1]

مجید قناد درباره لزوم آموزش‌ ایمنی جنسی به کودکان در رسانه و اینکه تلویزیون تا چه میزان خود را موظف می‌داند مسائل آموزشی را پررنگ‌تر به کودکان آموزش دهد مطالبی را بیان کرد.

این برنامه‌ساز پیشکسوت تلویزیون در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس رسانه ایسنا گفت: تلویزیون رسانه‌ای است که باید به شکل خاص خود این آموزش‌ها را به کودکان ارائه دهد؛ به عنوان مثال در برنامه‌هایی که تاکنون داشته‌ایم تلاش کرده‌ایم، قدرت نه گفتن را به مخاطب کودک یاد بدهیم؛ اینکه کودک بتواند در برابر درخواستی که از او می‌شود این قدرت را داشته باشد که پاسخ دهد البته باید این جنس مسائل پله پله شکافته شود.

قناد با تاکید بر اینکه آموزش برای کودکان در وهله‌ی اول باید از طریق خانواده کودک صورت بگیرد، گفت: آموزش‌های اولیه ایمنی جنسی باید در وهله‌ی اول از سوی والدین و خانواده‌ها به کودک اطلاع‌رسانی شود؛ چراکه بسیاری از مسائل از خود خانواده نشأت می‌گیرد. بنابراین والدین باید با ظرافت خاص بچه‌ها را با این مقوله آشنا کنند.

مجید قناد

مجید قناد- هنر صدا

این برنامه‌ساز قدیمی تلویزیون با اعتقاد بر اینکه تلویزیون هم به عنوان یک معلم می‌تواند نقش موثری در آموزش کودکان ایفا کند، بیان کرد: تلویزیون باید اجازه بدهد تا برنامه‌سازان ما تا جایی که احساس کنند به جایی لطمه‌ نمی‌خورد، بازتر حرف بزنند و در برخی مباحث آموزشی فراتر پیش بروند. رسانه مثل یک معلم است و می‌تواند با حضور کارشناسان به خوبی بچه‌ها را آموزش دهد. به راحتی می‌توان با بچه‌هایی که در مسابقات تلویزیونی شرکت می‌کنند، فراتر از این مسائل حرف زد اما برخی اوقات فکر می‌کنیم این عیب است و نباید به این مسائل پرداخت. به همین دلیل بارها و بارها در برنامه‌های تلویزیونی حاشیه‌هایی از این قبیل پیش آمده است که مجری تلویزیون به دلیل ترس از حاشیه‌های پیش‌آمده نتوانسته است مسائل را موشکافانه و با احتیاط جمع کند.

وی با تاکید بر اینکه ضرورت انتقال آگاهی و آموزش ایمنی به کودکان در برنامه‌های کودک بسیار احساس می‌شود، گفت: شاید اگر پیش از این کودکان را آگاهتر کرده بودیم و قدرت نه گفتن را به آنها آموزش می‌دادیم، کودکی مثل آتنا که توسط دوست پدرش ربوده شد، به خوبی می‌توانست قدرت نه گفتن را نشان بدهد؛ بنابراین وظیفه ما رسانه‌ها اینجاست که سنگین‌تر است.

قناد سپس با یادآوری اینکه مدرسه و رسانه هر کدام در نوع خود می‌توانند آموزش‌های لازم را به کودکان ارائه دهند، اظهار کرد: در وهله اول جای آموزش مسائل ایمنی جنسی برای کودکان، در خانواده است.

این مجری برنامه‌های کودکان درباره نقش تلویزیون در آموزش مسائل ایمنی جنسی به کودکان، تاکید کرد: این میزان آموزش به کارشناسان تلویزیون برمی‌گردد. صداوسیما کارشناسانی دارد که با آموزش و پرورش و برنامه‌سازان در ارتباط هستند و ما به عنوان برنامه‌ساز در حد خودمان می‌توانیم به خردسالان، کودکان و نوجوانان آموزش‌های لازم را بدهیم اما در نهایت بهترین راه پیشنهاد کارشناسان است که با همکاری سایر ارگان‌ها به ما هم دیکته کنند که با چه شیوه‌هایی مسائل را به کودکان آموزش دهیم و در این میان تجربه تهیه‌کننده، کارگردان و مجری برنامه تلویزیون لازم و ضروری است.

قناد در پایان با ابراز امیدواری نسبت به اینکه دیگر اتفاقاتی از جنس آتنا در کشورمان رخ ندهد، گفت: این اتفاقات دل آدم را به درد می‌آورد و بیش از هر چیزی نشأت‌گرفته از خود خانواده‌هاست چرا که بیش از هر کسی آنها می‌دانند بچه‌هایشان چه جایگاهی دارند و چگونه باید آموزش ببینند. همه اینها تلنگری است که خانواده‌ها و برنامه‌سازان بیشتر آگاه شوند و پله پله این آموزش صورت بگیرد، از خانواده شروع می‌شود تا مهد کودک، مدرسه و دانشگاه هر کدام از این مقاطع باید به میزان خود آگاهی‌های لازم را به فرد ارائه دهند.

[ad_2]

لینک منبع

مصرف مواد مخدر در برنامه زنده توسط مجری زن! +فیلم

[ad_1]

مصرف مواد مخدر در برنامه زندۀ تلویزیون مصر، جنجال بسیاری را در شبکه های اجتماعی این کشور به راه انداخت.

به نقل از العالم، مجری یکی از برنامه های زنده شبکه LTC هنگام اجرای برنامه، بسته کوچکی را باز کرد و پودر سفید رنگ آن را روی دست خود ریخت و آن را چشید. وی سپس مقداری از آن پودر را روی شیرینی ریخت و آن را خورد!

گفته می شود شیما جمال قبلا به یکی از بینندگان برنامه خود وعده داده بود که در برنامه زنده مواد مخدر مصرف کند.

ابن حرکت مجری بسیاری را شگفت زده کرده و واکنش های مختلفی در شبکه های اجتماعی داشته است.

بسیاری از کاربران بر این عقیده اند که این مجری با حرکت زننده خود به نوعی به تبلیغ مواد مخدر و آموزش نحوه استعمال آن می پردازد و این حرکت مجری را خلاف ارزش های اجتماعی می دانند.


اعتیاد برنامه زنده تلویزیون شبکه عربی شیما جمال مجری مصر معتاد مواد مخدر

[ad_2]

لینک منبع

پدرام کریمی جنگ شبانه «باغ ملی» را اجرا می کند

[ad_1]

جنگ شبانه شبکه دو با نام «باغ ملی» به تهیه کنندگی احسان ارغوانی قرار است هر شب ساعت ۲۳:۳۰ بینندگان این شبکه را سرگرم کند.

احسان ارغوانی تهیه کننده برنامه «باغ ملی» درباره این جنگ شبانه گفت: از شب گذشته ۱۸ تیرماه به شکل آزمایشی پخش برنامه «باغ ملی» از شبکه دو شروع شده و برنامه اصلی از روز شنبه ۲۴ تیر ماه هر شب ساعت ۲۳:۳۰ با دکور اصلی برنامه و بخش های متفاوت و متنوع برای بینندگان روی آنتن می رود.

وی درباره پخش آزمایشی این برنامه عنوان کرد: در حال حاضر برنامه با یک دکور موقت روی آنتن می رود. ما شب گذشته میزبان محمد سلوکی به عنوان مجری و کارشناس رسانه و همچنین طراح دکور برنامه بودیم. طراح دکور درباره اینکه قرار است در دکور چه اتفاقی بیفتد، توضیح داد. امشب نیز قرار است میزبان آهنگساز برنامه باشیم. در شب های آتی هم خواننده تیتراژ برنامه، کارگردان و … درباره فضای برنامه صحبت می کنند. در واقع این پخش آزمایشی اختصاص به معرفی برنامه دارد و تلاش می کنیم با یک برنامه متفاوت شب های تابستان را برای بینندگان به یادماندنی کنیم.

باغ ملی

این تهیه کننده با اشاره به اجرای برنامه گفت: مجری اصلی برنامه پدرام کریمی است و مجریان دیگر هم قرار است هر بخش از برنامه را اجرا کنند. برنامه بخش های متنوع دارد و ما برای حفظ جذابیت برنامه برای بینندگان از مجریان مختلف برای اجرای هر بخش استفاده خواهیم کرد.

ارغوانی با اشاره به بخش های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ورزشی در برنامه «باغ ملی» گفت: ما در این برنامه به موضوعات متفاوت و جذاب می پردازیم و هر هفته به سراغ یکی از استان ها می رویم. اخبار روزانه به واسطه مهمانان و کارشناسان مربوطه برنامه مورد بررسی قرار گرفته می شود. تلاش می کنیم با بخش های متنوع نظر جوانان را جلب کنیم و رنگ و لعاب موسیقی برنامه هم متفاوت از دیگر برنامه هاست و موسیقی های محلی و فولکلور برای پخش در نظر گرفته ایم.

وی در پایان تاکید کرد: پخش پشت صحنه کنسرت ها و کلیپ های جدید خوانندگان از دیگر بخش های متنوع برنامه است. تلاش داریم جنگ شبانه «باغ ملی» نظر همه اقشار را جلب کند به همین دلیل بخش های متنوع در نظر گرفته شده است.

[ad_2]

لینک منبع

مستند پرتره مدیر دوبلاژ «فرار از زندان» رونمایی شد

[ad_1]

«دنیای دیروز من» مستند پرتره محمود قنبری با حضور چهره های سرشناس هنر دوبله کشور در فرهنگسرای ابن سینا رونمایی شد.

مراسم رونمایی از «دنیای دیروز من» مستند پرتره محمود قنبری مدیر دوبلاژ باسابقه و پاسداشت وی، شنبه ۱۷ تیرماه با حضور سیدسلیم غفوری مدیر شبکه مستند و تنی چند از بزرگان هنر دوبله، در فرهنگسرای ابن سینا برگزار شد.

در بخشی از این مراسم، قنبری در سخنانی گفت: طی مراحل ساخت این مستند آقای توکلی را خیلی اذیت کردم به ویژه که کمر درد شدیدی داشتم.

مردم دوست دارند بدانند چه کسی جای شخصیت های مطرح حرف می زند

مدیر دوبلاژ سریال «فرار از زندان» با اشاره به جذابیت بسیار دوبله در بین مردم، یادآور شد: مردم علاقه دارند که بدانند چه کسانی به جای شخصیت‌های مطرح فیلم‌ها و سریال‌ها صحبت می کنند. استقبال از مسابقه «جادوی صدا» با اجرای افشین زی نوری ناشی از همین موضوع بود. یا برنامه دیگری مربوط به این حوزه با اجرای منوچهر والی‌زاده، برای مخاطبان بسیار جذاب است. بنابراین جا دارد تقاضا ‌کنم مستندهای دیگر همکارانم در عرصه دوبله، زمان بیشتری داشته باشند.

سیدسلیم غفوری مدیر شبکه مستند نیز در این مراسم، با بیان اینکه خوشحالم امروز بار دیگر در خدمت عزیزان هستیم، اظهار کرد: خوشبختانه راهی که در امتداد تولید مستندات در راستای ارج نهادن به پیشکسوتان دوبله آغاز کرده ایم، همچنان ادامه دارد. گرچه شاید آغاز این حرکت قدری دیرهنگام بود اما امیدوارم بتوانیم همین حرکت را به خوبی ادامه دهیم.

تولید مجموعه ای درباره تاریخ و ناگفته های هنر دوبله در ایران

غفوری در پایان عنوان کرد: امیدوارم با تدابیری بتوانیم برخی از این مستندها را در دو یا سه قسمت بسازیم. ضمن اینکه می شود برای تولید یک مجموعه درباره تاریخ دوبله در ایران برنامه ریزی کرد و از راش هایی که در این مستندها، مورد استفاده قرار نگرفته اند، در آن مجموعه بهره برد و تمامی ناگفته ها را بیان کرد.

همچنین ابوالفضل توکلی کارگردان این مستند در سخنانی گفت: ۲۰ اردیبهشت ماه سال ۹۵ بود که اولین فیلم در حوزه دوبله با نام «آقا جلال و مستر رابرت» که پرتره ای از استاد جلال مقامی بود، رونمایی شد. آن زمان بنا شد ۱۰ مستند دیگر هم در این حوزه تولید کنیم و در ادامه سراغ چهره های شاخصی چون ایرج رضایی، ناصر ممدوح و غلامعلی افشاریه رفتیم و حالا این پنجمین مستندی است که آن را رونمایی می کنیم.

وی با تشکر از یاری گروه تولید خود و مدیران و همکاران شبکه مستند طی یک سال اخیر، استاد قنبری را یکی از افراد برجسته در عرصه دوبله خواند که فعالیت هنری او به تماشای فیلم‌های خارجی با دوبله خوب منجر شده و او عاشقانه ساخت مستند درباره این چهره ها را ادامه می دهد.

در ادامه این مراسم پس از تقدیم لوح تقدیر به قنبری و پاسداشت وی، حاضران به تماشای مستند «دنیای دیروز من» نشستند. در پایان، اهالی برجسته دوبله به همراه محمود قنبری بر روی پوستر فیلم یادگاری نوشتند و عکس دسته جمعی گرفته شد.

سیامک اطلسی، منوچهر والی زاده، حمید و امیر منوچهری، شهراد بانکی، اکبر منانی، جواد پزشکیان، تورج مهرزادیان، حبیب ایل بیگی، نگین کیان فر، اصغر مومیوند، علی اصغر رضایی نیک، مجتبی نقی یی مدیر تولید واحد دوبلاژ سیما، محمد علی دیباج، شراره حضرتی، مهتاب نقوی، عباس نباتی، عباس مطمئن زاده مدیر استودیو کوالیما، امیر صالح کسروی، محمد مصطفی زاده مدیر استودیو ساند فیلم، افشین زی نوری، حسین سرآبادانی، کسری کیایی، علیرضا باشکندی، سعید مقدم منش، سحر سهامیان، شایان شامبیاتی، حسین خدادادبیگی، مهدی مینایی مدیر تأمین و پخش شبکه مستند و مهدی توکلی زاده مدیر روابط عمومی معاونت سیما از جمله چهره های حاضر در این مراسم بودند.

دنیای دیروز من

[ad_2]

لینک منبع

رضا رشیدپور: پیشنهاد می کنم بدون اینکه دستمزدی بگیرم به من در رادیو برنامه بدهند

[ad_1]

رضا رشیدپور در گفتگوی خود از شبکه های اجتماعی که امروز روی یک موج سوار هستند، حضور اسپانسرها، اخلاق روی آنتن رسانه ملی، علاقه اش به رادیو و… سخن گفت.

بارها پیش آمده است که مجریان تلویزیون روی آنتن رسانه ملی حرفی زده اند یا کنش و واکنشی داشته اند که از یک فرد سابقه‌دار این حوزه انتظار نمی رفته است؛ رفتاری که حتی بعضا به تسویه حساب های شخصی و یا سلیقه ای و یا اشتباه گرفتن چالش با ضایع کردن نیز منجر شده است. در این گفتگو سراغ رضا رشیدپور رفتیم که یکی از معدود مجریان تلویزیونی در میان هم نسلان خودش است که می توان گفت معمولا طبق اصول اخلاقی و حرفه ایِ کار خود پیش رفته است و از او درباره انتظارات از یک مجری یا برنامه ساز روی آنتن رسانه ملی پرسیده ایم؛ از مجریانی که گاهی به اعتبار مخاطبانشان در شبکه های مجازی و یا اسپانسرهای برنامه شان به گونه ای رفتار می کنند که انگار همه چیز دنیای رسانه به آنها وابسته است.

رضا رشیدپور ۲۰ و چند سال است که به فعالیت در عرصه رسانه و تلویزیون مشغول است و نزدیکی های سال ۷۰ کارش را با گزارشگری رادیو آغاز کرد. وی حدود یک سال پیش و البته بعد از حدود هفت سال با اجرای مجله صبحگاهی «حالا خورشید» به تلویزیون بازگشت.

رشیدپور در قسمت اول این گفتگو از وضعیت جسمانی خود بعد از اتفاقی که برایش روی آنتن زنده رخ داد و از حال رفت گفت و همچنین از برنامه هایی که برای سری جدید «دید در شب» و گفتگوهایش با چهره های بین المللی مثل بیل گیتس و اردوغان دارد.

وی در بخش دوم این گفتگو نیز درباره اسپانسرها، شبکه های اجتماعی، توجه به اندیشه افراد و مسایل دیگری چون رادیو و درآمدش سخن گفت. رشیدپور بیان کرد که با حجم زیادی از توهین مواجه شده است تنها به این دلیل که درباره درآمد خود حقیقت را اعلام کرده است.

قسمت دوم و پایانی گفتگوی ما را با وی می خوانید:

*جناب رشیدپور به نظر شما مهمترین ویژگی اخلاقی ای که مجری یا برنامه سازی که روی آنتن رسانه ملی است باید آن را حفظ کند، چیست؟

– دو نکته را اینجا باید بیان کرد. ایدئولوژی خود من روی آنتن رسانه ملی امانت است. بارها به تمام مدیران سازمان صداوسیما و شبکه ها گفته ام که من خود را قبل از هرچیز امانت دار سازمان می دانم که موضوعی چند وجهی هم هست. بخشی از آن به مدیران و آنتنی که به من می دهند، مربوط می شود و بخشی را هم مردم به من می دهند. به طور مثال چندی پیش من در فرودگاه بودم و یک خانواده خیلی مذهبی که از پوشش و رفتار آنها این مساله مشخص بود نزد من آمدند و مرد درخواست کرد که همسرش می خواهد با من عکس بگیرد و من فکر می کنم این هم نوعی امانت است که مردم به شخص مجری اعتماد می کنند و من آنجا هم امانتدار هستم. در کنار اینها امانتدار جوانی هم که می خواهد استعدادش را کشف کند هستم. اگر ما بتوانیم روی شخصیت خود کار کنیم و امانت را نه به عنوان وسیله بلکه هدف بدانیم متوجه خواهیم بود که در پروژه ها هم وظیفه ما امانتداری است و افراد درست را روی آنتن می آوریم. در کشور ما همیشه بین تخصص و تعهد چالش هایی هم وجود داشته است که کدام یک بیشتر لازم است و من فکر می کنم افراد حاضر در رسانه ملی باید هم متخصص و هم متعهد باشند.

*برنامه سازان و مجریان، جوانانی را به عنوان استعدادهای تازه در هر حوزه ای به مخاطب معرفی می کنند. چطور می توان به گونه ای عمل کرد که این کشف استعدادها به محل آزمون و خطای تازه کارها تبدیل نشود؟

– بسیار سوال درستی است. به هر حال تلویزیون فردی را به نام رضا رشیدپور گذاشته است که باید به شعور سازمان احترام بگذارد و حتما هم استانداردهای اولیه را در یک فرد می بیند که او را وارد فضای برنامه زنده می کند چون ما ابتدا باید به رسانه خود احترام بگذاریم و بعد به استعداد دیگران، بنابراین در جواب به چنین سوالی باید گفت اینجا نقش تهیه کننده پررنگ می شود که باید بداند به هرکسی میدان دهد یا کسی که حقش است.

*گاهی می بینیم یک مجری با سابقه هم روی آنتن رفتار سلیقه ای دارد و از تلویزیون و فرصتی که در اختیارش قرار گرفته به نفع خود استفاده می کند. چرا آنتن رسانه ملی اینگونه باید در اختیار افراد قرار بگیرد؟

– مسلما صداوسیما به کسی که کیفیتش تایید نیست آنتن نمی دهد و فکر می کنم در ۹۰ درصد اوقات افرادی که آنتن به آنها داده می شود حداقل هایی از استانداردها را دارند اما نکته مهمتر این است که مردم خیلی باهوش تر آن چیزی هستند که ما فکر می کنیم. به طور مثال اگر ما به فرد بی کفایتی آنتن بدهیم و با اصرار بخواهیم که ستاره شود هیچ گاه این اتفاق رخ نمی دهد چون مردم به خوبی می دانند چه کسی باید ستاره شود و چه کسی نباید. درواقع دوران پروپاگاندا و از بالا به پایین نگاه کردن پیام های رسانه ای گذشته است. مردم امروزه از ده ها منبع اطلاعات می گیرند، تنظیم می کنند و خودشان به نتیجه می رسند. چه بسا که شما فرد بی کفایتی را هم بیاورید که هجوم مردم به او به گونه ای باشد که نقض غرض باشد و ضد تبلیغ شود.

این اندیشه است که توسط مردم قضاوت می شود و این را نمی توان با شبکه های مجازی مثل اینستاگرام یا ریاکاری در رسانه ملی بزک کرد*نظر شما درباره سوءاستفاده این افراد از آنتن رسانه ملی که به قول خود شما به عنوان امانت در اختیارش قرار گرفته است، چیست؟

– اگر به اصالت مقید باشیم قطعا درست نیست. شعری داریم که می گوید «ای برادر تو همان اندیشه ای ما بقی تو استخوان و ریشه ای/ گر گل است اندیشه تو گلشنی ور بود خاری تو هیمه گلخنی» این شعر بیان می کند که اگر فکر می کنید خوش تیپ یا جذاب هستید باید در نهایت بازگردید به اندیشه خود چراکه این اندیشه است که توسط مردم قضاوت می شود و این را نمی توان با شبکه های مجازی مثل اینستاگرام یا ریاکاری در رسانه ملی بزک کرد. توده جمعی افکار عمومی خیلی کم اشتباه می کند و به طور مثال زمانی که نظر می دهند که فردی چاپلوس است به دلیل اندیشه ای است که آن فرد دارد و چه شبکه مجازی مثل اینستاگرام و چه رسانه ملی هیچ کدام به تنهایی تاثیری روی مخاطب ندارد بلکه همه اینها با هم قضاوتی را برای او ایجاد می کند.

*مخاطبی که به این افراد اعتماد می‌کند تکلیفش چیست؟

– من به شعر دیگری استناد می کنم که می گوید «تو را بر در نشاند او به طراری که می آید/ تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد» دو در کردن از همین شعر می آید و درواقع مخاطب باید متوجه باشد طبق اندیشه کسی نظر می دهد و یا مسایل دیگر.

*مزایای رسانه های مجازی و شبکه های اجتماعی امروز بر هیچ کس پوشیده نیست اما گاهی می بینیم که چهره های هنری به این شبکه ها بیشتر از رسانه های رسمی اعتماد می کنند تنها به دلیل تعداد زیاد مخاطبانی که در آنها دارند. شما به عنوان کسی که صاحب همه انواع این رسانه ها بوده اید چه جایگاهی برای شبکه های اجتماعی قائل هستید؟

– شبکه‌های اجتماعی مزیت های فراوانی دارند که نمی توان آنها را انکار کرد که مهمترین آن گسترش آگاهی است. ما اکنون در روستاها هم آگاهی داریم و این عدالت رسانه ای را می رساند که به دلیل همین شبکه های اجتماعی است اما آنچه که منظور شماست ربطی به این مزیت ها ندارد بلکه به شوآف های شبکه های اجتماعی مربوط می شود که باید در قبالشان گفت «این نیز بگذرد». درواقع به طور قطع می گویم موجی که در ایران برای اینستاگرام و تلگرام باب شده و هنوز هم در اوج خودش است فروکش می کند. باید دید آیا اینکه یک نفر چند میلیون فالور دارد در چند سال دیگر هم این مساله اهمیت دارد که من قول می دهم این موج به سر می رسد و اهمیتی ندارد. شاید آن زمان یک ابرشبکه اجتماعی دیگری جایگزین شود اما با این حال تصورم این است که ما به زودی به رسانه های رسمی بازمی گردیم. این اتفاق در غرب هم در حال رخ دادن است. غرب اوج شبکه های اجتماعی را زودتر از ما تجربه کرد و با شتاب بیشتری هم به سمت رسانه های رسمی در حال بازگشت است. فضای شبکه های اجتماعی چه در ایران و چه در آمریکا فضای انتخابات را واقعا تحت تاثیر قرار داد. توییتر به نظر من در آمریکا رییس جمهور تعیین کرد و اینها قدرت این فضاست، با این حال موجی است که در نهایت فروکش می کند.

افراد کمی مثل من فضای اینترنتی را تجربه کرده اند و من بازخوردهای بسیاری هم داشته ام و حالا با چنین پیشینه ای بیان می کنم که نادیده گرفتن رسانه های رسمی چه از طرف مدیران خود صداوسیما و یا از طرف چهره ها باشد یک اشتباه استراتژیک است و به زودی افکار عمومی و جو عمومی اقبال دوباره به رسانه های رسمی (که فقط صداوسیما را شامل نمی شود) خواهد داشت.

*برای اقبال دوباره به رسانه ای مثل تلویزیون چگونه این مدیوم باید خودش را احیا کند؟

– فکر می کنم اولین آفت صداوسیما این است که خود را رقیب شبکه های اجتماعی بداند چون اصلا ذات این رقابت اشتباه است. شبکه های اجتماعی «grass media» هستند که در کنار درختان تناور رسانه های رسمی که ریشه دارند، تنومند هستند و با هر بادی به این طرف و آن طرف نمی روند، حضور دارند. «grass media» ها رسانه های کوتاه هستند و اصلا رقابتی با درخت ندارند.

*آقای رشیدپور امروز گاهی می بینیم که اسپانسرها بیشتر از تفکر خود برنامه ساز، برنامه ها را هدایت می کنند. فکر می کنید ممکن است با توجه به حضور اسپانسر در برنامه، اخلاق و صداقت خود شخص شما به عنوان برنامه ساز تحت الشعاع قرار بگیرد؟

– پاسخ این پرسش به صورت بدیهی، منفی است اما ما امروز در سازمان صداوسیما در تنگنای مالی هستیم. به طور مثال خود من در برنامه «حالا خورشید» حدود ۶۰ نفر پرسنل دارم که هر کدام با چند نفر خانواده خود به ۲۰۰ نفر هم می رسند و فکر می کنند که آیا من می توانم سر ماه حقوقشان را برسانم یا خیر چون اینجا هم اگر نتوانم حقوق این افراد را برسانم اخلاق خدشه دار می شود.

شخصی دارویی را تبلیغ می کرد که به گفته خودش از یک سازمان پزشکی در آمریکا مجوز داشت و من به طرف گفتم اگر آمریکا داروی کچلی داشت خودشان استفاده می کردند و به ایران هم نمی رسیددر اینجا کمی مسایل نسبی می شود و باید سنجید. به طور مثال باید دید آیا محصولی که در برنامه تبلیغ می شود ضرر دارد یا خیر. هم اکنون حدود ۲۰ کمپانی وجود دارند که می خواهند اسپانسر برنامه شوند اما محصولاتشان چینی و از نوع بی کیفیت است و یا از داروهایی است که برای لاغری، کچلی و… مناسب است. جالب است که بعضی تبلیغات جالبی هم دارند، شخصی دارویی را تبلیغ می کرد که به گفته خودش از یک سازمان پزشکی در آمریکا مجوز داشت و من به طرف گفتم اگر آمریکا داروی کچلی داشت خودشان استفاده می کردند و به ایران هم نمی رسید. بنابراین اگر بدانم محصولی که تبلیغ می کنم اینقدر بی کیفیت و فریب دهنده است چنین کاری نمی کنم اما اگر حداقل هایی را داشته باشد سراغ آن خواهم رفت.

متاسفانه شاید بتوان گفت که برنامه سازی به نوعی اسپانسرسالاری تبدیل می شود و فردی هم که نوک پیکان اسپانسر است قدرتی ماورایی پیدا می کند چون هم پول می آورد و هم اسپانسر.

رضا رشیدپور

                                                     رضا رشیدپور

*شما در برنامه «دورهمی» اعلام کردید که ماهانه ۲۰ میلیون تومان درآمد دارید. فکر می کنید چقدر لازم است که مجریان مستقل باشند تا استقلال مالی در کار و آنچه که روی آنتن می برند تاثیرگذار است؟

– بسیار تاثیرگذار است و من به هر کسی که وارد این وادی می شود می گویم به خاطر پول نیاید چون ممکن است چیزهای زیادی را از دست بدهد. این را هم بگویم که من بعد از آن برنامه آنقدر مورد هجمه قرار گرفتم که تعجب کردم از اینکه اگر فرد راستش را بگوید اینطور مورد هجوم قرار می گیرد. هرچند که من در آن برنامه تاکید کردم که تدریس می کنم، صاحب حق امضا در مهندسی راه و ساختمان هستم، دوره مفصل خلبانی دیده‌ام، کارگاه آزاد سینمایی دارم و با همه اینها، اگر نتوانم ۲۰ میلیون تومان پول در ماه دربیاورم، یعنی عُرضه لازم را ندارم، اما این چه رفتاری است که ما آدم‌ها را به دروغ ترغیب می‌کنیم.

من بعد از حضور در برنامه مدیری، فحاشی‌هایی شنیدم که بسیار تعجب کردم و از من سوال می‌شد چرا ۲۰ میلیون درآمد دارم. اینها آدم را تشویق می‌کند که بخواهد ریاکاری داشته باشد و به طور مثال در برنامه وقتی از شما سوال می‌شود چقدر درآمد دارید، همچون بسیاری از افراد بگویید آب باریکه‌ای وجود دارد. باید سعی کنیم افراد را به صداقت تشویق کنیم و فکر نکنیم که اگر کسی بیشتر از ما درآمد دارد یا اتومبیل ۲۰۱۷ سوار می‌شود، حق ما را خورده است. من فرد سرمایه‌داری نیستم اما بی‌پول هم نیستم. با این حال کشور ما به سرمایه‌دار نیاز دارد تا ثروت بیاورد و کارخانه، پل و… بسازد. اگر به این سرمایه‌گذار، دزد و اختلاس‌گر بگوییم دیگر چه کسی در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری می‌کند؟

من بعد از حضور در برنامه مدیری، فحاشی‌هایی شنیدم که بسیار تعجب کردم و از من سوال می‌شد چرا ۲۰ میلیون درآمد دارم. اینها آدم را تشویق می‌کند که بخواهد ریاکاری داشته باشدالبته در اصول حرفه‌ای رسانه‌ای گفته می‌شود در برنامه‌های تلویزیونی از اعتقادات دینی انسان‌ها و درآمد آنها نباید سوال کرد اما مهران مدیری می‌خواست برنامه‌اش متفاوت باشد و این سوال را هم پرسید. من هم با کمال میل جواب دادم اما بعد از آن با این هجمه مواجه شدم.

درنهایت باید بگویم من فکر می‌کنم کسی که وارد دنیای اجرا می‌شود، نباید انتظار ارتزاق داشته باشد چون خیلی چیزها را از دست خواهد داد.

*البته در قدیم علاقه‌مندان بیشتر با عشق و بدون انتظار وارد حرفه‌های مختلف می‌شدند.

– صحبت کردن از عشق در سال ۲۰۱۷ کمی عجیب است. به طور مثال ابوالفضل زرویی نصرآباد در بیتی از یک شعر می‌گوید «یه چیز می‌گم ایشالا دلخور نشین / قربون اون دلای تک سرنشین». آن زمان دل‌ها تک سرنشین بود و شاید کسی که‌ وارد کار به طور مثال رادیو می‌شد، واقعاً به آن عشق می‌ورزید اما الان اگر کسی می‌گوید من عاشق اجرا هستم، آیا واقعاً راست می‌گوید یا کارهای دیگری را هم در کنار آن دوست دارد؟ اگر ما بخواهیم به اجرا به عنوان یک حرفه نگاه کنیم، حتماً باید از روش دیگری درآمد داشته باشیم.

*فکر می‌کنم شما کار خود را هم از رادیو آغاز کردید؟

– بله و خاطرم است آن زمان ما برای گزارش گرفتن، تجهیزاتی مثل «ناگرا» داشتیم که یک دستگاه سنگین و بزرگ برای ضبط صدا بود و در آن نوار ریلی قرار می‌گرفت. این به سال‌های ۷۰ برمی‌گردد. آن زمان برای گرفتن یک گزارش باید تجهیزات زیادی را روی شانه خود متحمل می‌شدیم و گزارشگران ارشد که سابقه بیشتری داشتند از بی‌سیم برخوردار بودند. هر کسی که بی‌سیم داشت از جایگاه بالایی برخوردار بود و حتی آرزوی ما این بود که به این جایگاه برسیم تا ما هم بتوانیم از بی‌سیم استفاده کنیم. بعد از آن در رادیو توانستم بی‌سیم بگیرم و به من ماشین پاترول دادند و من دیگر فکر می‌کردم که به آخر پیشرفت در حرفه خود رسیده‌ام.

*دورنمای شما در آن زمان چه بود؟

– راستش را بخواهید دورنمای من واقعاً همین بود که الان در آن قرار گرفته‌ام یعنی دوست داشتم یک برنامه‌ساز باشم و …

*یعنی در رادیو به  فکر می‌کردید؟

– رویای من انقدر مشخص نبود اما در حوزه کارم دوست داشتم یک فرد رسانه‌ای مؤثر باشم. اینکه بتوانم برنامه‌های بسیار خوبی بسازم.

*آن زمان چه کسانی الگوهای شما بودند؟

– حسین پاکدل، جواد آتش‌افروز، منوچهر نوذری و اسماعیل میرفخرایی. من آن زمان این افراد را در تلویزیون می‌دیدم و آرزویم این بود مثل این افراد جلوی دوربین باشم و چنین برنامه‌هایی اجرا کنم.

مخصوصاً خاطرم هست من عاشق شعرخوانی حسین پاکدل بودم و هنوز یکی از شعرهای او در خاطرم مانده است که آن را در جُنگ نوروز ۷۲ خواند و در یک دکور پلکانی شکل، او از پله‌ها پایین می‌آمد و می‌خواند که «من اگر دست زنانم/ نه من از دست زنانم/ نه از اینم نه از آنم/ من از آن شهر کلانم». خاطرم هست که من آن زمان با خود می‌گفتم چقدر خوب است که مجری باشید، چنین شعرهایی بخوانید و همین‌طور از پلکان پایین بیایید؛ اینها اسطوره‌های من بودند.

من رادیو را رها نکرده‌ام بلکه رادیو ما را رها کرد و من همین الان هم دوست دارم در رادیو برنامه اجرا کنم*اینکه رادیو را رها کردید، اگرچه که در رسانه امروز شاید کمتر مردم سراغ رادیو بروند، اما آیا با زحماتی که کشیدید، حیفتان نمی‌آید؟

– من رادیو را رها نکرده‌ام بلکه رادیو ما را رها کرد و من همین الان هم دوست دارم در رادیو برنامه اجرا کنم.

*واقعاً! با این همه برنامه‌هایی که مشغول به فعالیت در آنها هستید، باز هم علاقه‌مندید در رادیو کار کنید؟

– حتماً من وقت می‌گذارم و اگر پیشنهادی باشد، در رادیو برنامه اجرا می‌کنم. حتی شما در این گفتگو روی این نکته تأکید کنید که من دستمزدی هم بابت آن دریافت نمی‌کنم.

*دلیل این علاقه‌مندی چیست؟

– من عاشق کار رادیو بودم و خاستگاه خودم را رادیو می‌دانم و به شدت به انتقال احساس از طریق صدا معتقد هستم؛ انتقال احساس از طریق صدا معجزه می‌کند و پیشنهادم این است که به من در رادیو برنامه بدهند بدون اینکه دستمزدی بگیرم.

 *در میان مجریان، شما گاهی با محمود شهریاری مقایسه شده‌اید. فکر می کنید چرا؟

– بله البته شاید محمود شهریاری هم یکی از الگوهای من بوده است، من اجرای شهریاری را در کنار آقای آتش‌افروز در برنامه «بعد از خبر» بسیار دوست داشتم. نمی‌دانم چرا این مقایسه بین من و او صورت می‌گیرد چون او بسیار استاد است و سبک اجرای خودش را دارد، اما شاید گاهی نُت صدایمان در اجرا به هم شبیه شده است. با این حال اجرای ما تفاوت زیادی دارد و او یک «شومن» بسیار خوب است.

*شما سال گذشته بعد از حدود هفت سال به آنتن رسانه ملی بازگشتید، فکر می‌کنید چقدر آنتن در این سال‌ها فرق کرده است؟

– به نظر شما جامعه در این هفت سال چقدر تغییر کرده است؟

*به نظر من دگرگون شده است.

– به نظر من صدا و سیما هم زیر و رو شده است.

*شما سال ۹۲ به عنوان مجری برنامه‌های انتخاباتی حسن روحانی را اجرا می‌کردید اما چه شد که امسال در انتخابات حضور نداشتید؟

– فکر می‌کنم شرایط جسمانی من اجازه این کار را نمی‌داد، من بعد از آن اتفاق (از حال رفتن روی آنتن زنده) و استراحت در منزل، باز هم حدود ۲۰ کیلو وزن کم کردم و حتی تا مدتی شرایط جسمانی لازم برای اینکه از بستر خود بلند شوم و بتوانم در آشپزخانه به دنبال چیزی بروم، نداشتم و اصلاً دلیل دور شدن من از رسانه برای کاهش استرس بود. بنابراین نمی‌توانستم در شرایط پراسترسی مثل انتخابات حضور داشته باشم. خاطرم هست در سال ۹۲ همه زندگی ما در مدت انتخابات در هواپیما و فاصله سخنرانی در شهرها می‌گذشت. شرایط جسمانی من امسال به گونه‌ای نبود که بتوانم در کمپین هیچ یک از نامزدهای ریاست جمهوری شرکت کنم گرچه پیشنهادهای زیادی هم برای حضور در انتخابات داشتم.

منبع : خبرگزاری مهر

[ad_2]

لینک منبع

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی از ورودش به رادیو در پنج سالگی گفت

[ad_1]

برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری شب گذشته ۱۶ تیرماه ۹۶ ساعت ۲۳ روی آنتن شبکه نسیم رفت . مهران مدیری در این برنامه میزبان ژاله صادقیان مجری باسابقه تلویزیون بود.

ژاله صادقیان مجری باسابقه رادیو وتلویزیون مهمان مهران مدیری در برنامه دورهمی شد و روایتی از ورودش به رادیو و عشقی که به کار کردن در رادیو دارد گفت و گفتگوی جذابی را با مهران مدیری رقم زد.

ژاله صادقیان درباره ورودش به رادیو گفت :من زمانی که ۵ سالم بود برای اولین بار وارد رادیو شدم . پسرخاله مادرم آقای گل ربایی در رادیو بودند و مرا به رادیو معرفی کردند و من از همان ۵ سالگی کار خودم را در رادیو آغاز کردم . یک روز در رادیو مشغول خواندن یک مطلب بودم که یکی از دوستان با تعجب به من گفت مگر تو بلدی بخوانی و من از لحن این گفته و به تصور اینکه کار بدی مرتکب شده ام گریه ام گرفت. من به واسطه داشتن مادر فرهنگی خواندن و نوشتن را کامل در ۵ سالگی بلد بودم اما من به خاطر وارد شدن زودهنگام به دنیای رادیو و کار اصلا کودکی نکردم و این کودکی نکردن اثرات مثبت و منفی زیادی در زندگی من داشت.

ژاله صادقیان

ژاله صادقیان در برنامه دورهمی گفت :تا سال ۵۷ در رادیو بودم و بعد از آن ۸ ، ۹ سال بخاطر تحصیل از محیط رادیو دور شدم و مجددا در سال ۶۷ به رادیو برگشتم .

مهران مدیری درباره ترجیح دادن رادیو به تلویزیون از خانم مجری پرسید که گفت:من نمیتوانم بین رادیو و تلویزیون یکی را انتخاب کنم اما من در رادیو عشق و علاقه ای ریشه دار دارم و نمیتوانم از آن بگذرم و تلویزیون را چون میتوانم با مردم رودررو صحبت کنم دوست دارم .

ژاله صادقیان مجری تلویزیون درباره دوری اش از رادیو گفت :درست است که بچه های رادیو درآمد کمی دارند اما دلیل دوری من از رادیو اصلا بعد مالی این قضیه نیست .

مهران مدیری درباره عاشق شدن خانم مجری پرسید که گفت :من در سال ۶۷ عاشق شدم و حاصل این عشق پسری ۲۲ ساله است که دانشجوی رشته مهندسی است.

در بخش هایی از برنامه ژاله صادقیان درباره رادیو و علاقه خاصی که به آن دارد صحبت کرد و از توجهش به کیفیت اجراهایش گفت و ادامه داد :من در زمینه موسیقی نیز فعالیتی داشته ام و داستان خسرو و شیرین و لیلی و مجنون را با استاد چکناواریان به صورت یک حکایت بلند با موسیقی تلفیق کرده ایم.

ژاله صادقیان درباره بزرگ ترین حسرت زندگی اش گفت :من در زمینه های مختلف فعالیت داشته ام و بزرگترین حسرت دنیای حرفه ای ام این است که بتوانم نقشی در یک تئاتر داشته باشم.

در بخش پایانی برنامه ژاله صادقیان یک دف زیبا که علاقه خاصی به آن داشت را به موزه برنامه دورهمی تقدیم کرد.

بیوگرافی ژاله صادقیان

ژاله صادقیان متولد  ۲۷ خرداد ۱۳۴۴ در تهران از گویندگان باسابقه رادیو می باشد که در تلویزیون هم به فعالیت مشغول است.

اولین بار گویندگی را در سال ۱۳۴۹ و در سن ۵ سالگی در رادیو سراسری و در برنامه خردسالان که تهیه کننده و گرداننده آن هما احسان بود، شرکت کرد. پس از ۸ سال حضور در رادیو در سال ۵۷ هم زمان با وقوع انقلاب از رادیو خارج شد و در سال ۱۳۶۷ پس از فارغ التحصیلی در رشته ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبائی دوباره به رادیو بازگشت و فعالیت خود را با برنامه «جنگ جوان» از سر گرفت. وی در سال ۱۳۷۲ ازدواج کرد و دارای یک فرزند پسر (متولد ۱۳۷۴) است.

 

صادقیان اوّلین اجرای تلویزیونی وی برنامه‌ای تحت عنوان «گلپونه‌ها»، با مضمون شعر و موسیقی بود. او در سال ۱۳۸۳ با ترک رادیو و آغاز فعّالیّت رسمی خود در تلویزیون، اوّلین برنامه خود را با نام

ژاله صادقیان گوینده و مجری-هنر صدا

«چرتکه» اجرا کرد. در سال ۱۳۸۶ اجرای برنامه را در رادیو برون مرزی صدای آشنا آغاز کرد. «ستاره‌چین شب‌های روشن» اوّلین برنامه او در رادیو صدای آشنا بود. او به علّت علاقه، گویندگی را در زمینه شعر و موسیقی و ادب دنبال کرده است. وی تاکنون موفق به دریافت چندین جایزه در زمینه گویندگی شده است.

 

[ad_2]

لینک منبع

توضیحات فرزاد جمشیدی درباره ممنوع التصویری پس از ۵ سال دوری از تلویزیون

[ad_1]

فرزاد جمشیدی عنوان نمود: “من به هیچ عنوان در سازمان صداوسیما ممنوع التصویر نبودم؛ بلکه خطاب به سازمان نامه نوشتم و دلخور بودم. از سال گذشته زمزمه‌هایی مبنی بر درخواست سازمان صداوسیما برای حضور دوباره‌ام در تلویزیون به گوش می‌رسید”

فرزاد جمشیدی درباره صحت حضور مجدد وی پس از ۵ سال در آنتن تلویزیون، گفت:
آقای علی‌عسکری رئیس سازمان صداوسیما در ماه رمضان ضیافت افطاری را برگزار کردند که تمام مجریان و برنامه‌سازان صداوسیما در آن مراسم حضور داشتند؛ بعضاً افرادی در آن مراسم حضور داشتند که از سازمان دلخور بودند، اما در این مراسم بار دیگر از آنها دلجویی شد، از جمله خود بنده که دوباره دعوت به همکاری شدم. اما تعدادی از دوستان از این فرصت استفاده نکردند و حرف‌هایی را زدند که مناسب آن مراسم نبود؛ البته آقای علی‌عسکری بزرگواری کردند و به این افراد چیزی نگفتند.

او درباره ممنوع التصویری خود توضیح داد:
من به هیچ عنوان در سازمان صداوسیما ممنوع التصویر نبودم؛ بلکه خطاب به سازمان نامه نوشتم و دلخور بودم. از سال گذشته زمزمه‌هایی مبنی بر درخواست سازمان صداوسیما برای حضور دوباره‌ام در تلویزیون به گوش می‌رسید؛ اما رسماً در نوروز ۹۶ از من دعوت به همکاری شد ولی آقای علی‌عسکری تشخیص دادند که من در برنامه‌هایی که مردم بیشتر می‌شناسندم حضور پیدا کنم. من دلخور بودم از کارهایی که در سازمان صداوسیما صورت گرفته، به‌خصوص از برخی مدیران میانی سازمان که در حال حاضر بسیاری از آنها در رسانه ملی نیستند. آن حمایتی که باید در آن سالها از بنده نشد.

او درباره برخورد با رسانه هایی که درباره او اخبار کذب منتشر کرده اند, گفت:
خبرگزاری‌ها، رسانه ملی و روزنامه‌ها همه از یک خانواده هستند. اگر یک خبرگزاری بخواهد فقط به‌خاطر اظهارات فردی، یک مجری تلویزیونی را از مردم جدا کند، کار درستی نیست. من از شما می‌خواهم که به دادسرای فرهنگ و رسانه شعبه ۹ بازپرسی مراجعه کنید و ببینید رسانه‌هایی که این خبر را منتشر کرده‌اند متأسفانه در حال حاضر با چه مشکلاتی روبه‌رو هستند. برخی از رسانه‌ها به‌خاطر این قضیه به مشکل خورده‌اند.

فرزاد جمشیدی

جمشیدی درباره برنامه‌هایی که برای اجرا به او پیشنهاد شده است، گفت:
هنوز از هیچ شبکه‌ای به من پیشنهاد نشده است. تنها ۲۴ طرح به من پیشنهاد شده که تعدادی از آن در زمینه تاریخ است، تعدادی دیگر از آن در زمینه فرهنگ و هنر است و تعدادی دیگر از آن در زمینه‌های مذهبی است. من طی این چند سال توانستم فرهنگ‌نامه‌ای را بنویسم که این فرهنگ‌نامه برگرفته از هزار سال تاریخ کشور است.

وی در پاسخ به این سؤال که “آیا این موضوع می‌تواند باب ورودی باشد برای اینکه سال آینده دوباره برنامه «ماه خدا» را در ماه رمضان اجرا کنید؟” تصریح کرد:
من به‌دنبال این بودم که مدیران سازمان صداوسیما خود به این موضوع برسند که خدا را شکر به این موضوع هم رسید‌ه‌اند. نظرسنجی‌ها در این چند ساله نشان داده است که «ماه خدا» به‌وسیله ابتکار مجری باید میزان بالای محتوا را به مخاطبان ارائه کند. چند سال نبودن من این قیاس را به وجود آورد که مخاطبان این برنامه را با شیوه‌ای که در این چند ساله اجرا شد دوست ندارند، البته این موضوع نیز در نظرسنجی‌ها قابل مشاهده است. من این خبر را می‌خواهم به شما بدهم که به‌غیر از بنده، مجریان و برنامه‌سازان دیگری هستند که از سازمان دلخور بوده‌اند و از آنها دلجویی شده و به‌زودی به صداوسیما بازمی‌گردند.

او درباره شایعات اخیر درمورد خودش گفت:
متأسفانه وقتی یک مجری روی آنتن نیست، برخی از مدیران سازمان صداوسیما سوء استفاده می‌کنند. برخی می‌گویند که فلانی مشکل محرومیت قضایی داشته است، برخی دیگر می‌گویند مشکل اطلاعاتی داشته، برخی دیگر پای فراتر می‌گذارند و می‌گویند که مشکل حکومتی با دفتر رهبری داشته است و به این وسیله مجریان را می‌ترسانند، در صورتی که به هیچ عنوان این گونه نیست، سازمان صدا و سیما حراست و بازرسی دارد. این که یک مجری باید روی آنتن باشد یا نباشد یک موضوعی داخلی است که مربوط به حراست سازمان صداوسیما می‌شود، اگر مجری مشکل داشته باشد حراست می‌گوید که نمی‌تواند آن مجری برنامه اجرا کند.

[ad_2]

لینک منبع